overdriving

[ایالات متحده]/ˈəʊvəˌdraɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈoʊvərˌdraɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور بیش از حد رانندگی کردن یا سوء استفاده کردن؛ با سرعتی فراتر از حد معمول عمل کردن؛ به طور بیش از حد تحریک یا هیجان‌زده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overdriving performance

عملکرد بیش از حد

overdriving limits

محدودیت های بیش از حد

overdriving conditions

شرایط بیش از حد

overdriving risks

خطرات بیش از حد

overdriving behavior

رفتار بیش از حد

overdriving issues

مشکلات بیش از حد

overdriving techniques

تکنیک های بیش از حد

overdriving strategy

استراتژی بیش از حد

overdriving analysis

تجزیه و تحلیل بیش از حد

overdriving effects

اثرات بیش از حد

جملات نمونه

overdriving the engine can cause serious damage.

رانندگی بیش از حد با موتور می‌تواند باعث آسیب جدی شود.

he was overdriving his car to impress his friends.

او برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش با سرعت زیاد رانندگی می‌کرد.

overdriving can lead to increased fuel consumption.

رانندگی بیش از حد می‌تواند منجر به افزایش مصرف سوخت شود.

the technician warned about overdriving the system.

تکنسین در مورد رانندگی بیش از حد سیستم هشدار داد.

she realized she was overdriving her emotions during the argument.

او متوجه شد که در طول بحث، احساسات خود را به بیش از حد سوق داده است.

overdriving the speakers can distort the sound quality.

رانندگی بیش از حد بلندگوها می‌تواند کیفیت صدا را تحریف کند.

the coach advised against overdriving the athletes.

مربی توصیه کرد که ورزشکاران بیش از حد تلاش نکنند.

overdriving the software can lead to crashes.

رانندگی بیش از حد نرم افزار می‌تواند منجر به خرابی شود.

he was overdriving himself with too much work.

او با انجام کار زیاد، خود را به بیش از حد سوق می‌داد.

overdriving your thoughts can lead to anxiety.

به بیش از حد رساندن افکار شما می‌تواند منجر به اضطراب شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید