overemphasized point
نقطه بیش از حد تاکید شده
overemphasized importance
اهمیت بیش از حد تاکید شده
overemphasized issue
مشکل بیش از حد تاکید شده
overemphasized role
نقش بیش از حد تاکید شده
overemphasized factors
عوامل بیش از حد تاکید شده
overemphasized aspect
جنبه بیش از حد تاکید شده
overemphasized message
پیام بیش از حد تاکید شده
overemphasized concept
مفهوم بیش از حد تاکید شده
overemphasized benefits
مزایای بیش از حد تاکید شده
overemphasized risks
خطرات بیش از حد تاکید شده
some aspects of the project were overemphasized, leading to confusion.
برخی از جنبههای پروژه بیش از حد تاکید شده بود که منجر به سردرگمی شد.
the importance of teamwork should not be overemphasized in our training sessions.
اهمیت کار تیمی نباید در جلسات آموزشی ما بیش از حد تاکید شود.
critics argue that the benefits of the new policy have been overemphasized.
منتقدان استدلال میکنند که مزایای سیاست جدید بیش از حد مورد تاکید قرار گرفته است.
he overemphasized his achievements during the interview.
او دستاورد های خود را در طول مصاحبه بیش از حد مورد تاکید قرار داد.
in the report, the risks were overemphasized, causing unnecessary panic.
در گزارش، خطرات بیش از حد مورد تاکید قرار گرفت که باعث ایجاد وحشت غیر ضروری شد.
it's easy to overemphasize the challenges when discussing the project.
هنگام بحث در مورد پروژه، به راحتی می توان چالش ها را بیش از حد مورد تاکید قرار داد.
some educators believe that the importance of grades is overemphasized.
برخی از مربیان معتقدند که اهمیت نمرات بیش از حد مورد تاکید قرار می گیرد.
in marketing, the benefits of a product can sometimes be overemphasized.
در بازاریابی، گاهی اوقات می توان مزایای یک محصول را بیش از حد مورد تاکید قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید