overextends resources
بیش از حد منابع را مصرف میکند
overextends budget
بودجه را بیش از حد گسترش میدهد
overextends limits
محدودیتها را فراتر میبرد
overextends reach
دامنه را فراتر میبرد
overextends capacity
ظرفیت را فراتر میبرد
overextends time
زمان را بیش از حد مصرف میکند
overextends influence
نفوذ را فراتر میبرد
overextends efforts
تلاشها را بیش از حد گسترش میدهد
overextends support
حمایت را بیش از حد گسترش میدهد
overextends commitments
تعهدات را فراتر میبرد
he often overextends himself by taking on too many projects at once.
او اغلب خود را با پذیرش بیش از حد پروژه به طور همزمان، بیش از حد کار میکند.
the company overextends its resources, leading to financial difficulties.
شرکت منابع خود را بیش از حد استفاده میکند که منجر به مشکلات مالی میشود.
she overextends her time by volunteering for multiple committees.
او زمان خود را با داوطلب شدن در چندین کمیته، بیش از حد استفاده میکند.
when he overextends, he struggles to meet deadlines.
وقتی او بیش از حد کار میکند، برای رسیدن به مهلتها تلاش میکند.
the athlete overextends during training and risks injury.
ورزشکار در طول تمرین بیش از حد کار میکند و خطر آسیب میبیند.
when a leader overextends their influence, it can backfire.
وقتی رهبری نفوذ خود را بیش از حد گسترش میدهد، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
overextends resources
بیش از حد منابع را مصرف میکند
overextends budget
بودجه را بیش از حد گسترش میدهد
overextends limits
محدودیتها را فراتر میبرد
overextends reach
دامنه را فراتر میبرد
overextends capacity
ظرفیت را فراتر میبرد
overextends time
زمان را بیش از حد مصرف میکند
overextends influence
نفوذ را فراتر میبرد
overextends efforts
تلاشها را بیش از حد گسترش میدهد
overextends support
حمایت را بیش از حد گسترش میدهد
overextends commitments
تعهدات را فراتر میبرد
he often overextends himself by taking on too many projects at once.
او اغلب خود را با پذیرش بیش از حد پروژه به طور همزمان، بیش از حد کار میکند.
the company overextends its resources, leading to financial difficulties.
شرکت منابع خود را بیش از حد استفاده میکند که منجر به مشکلات مالی میشود.
she overextends her time by volunteering for multiple committees.
او زمان خود را با داوطلب شدن در چندین کمیته، بیش از حد استفاده میکند.
when he overextends, he struggles to meet deadlines.
وقتی او بیش از حد کار میکند، برای رسیدن به مهلتها تلاش میکند.
the athlete overextends during training and risks injury.
ورزشکار در طول تمرین بیش از حد کار میکند و خطر آسیب میبیند.
when a leader overextends their influence, it can backfire.
وقتی رهبری نفوذ خود را بیش از حد گسترش میدهد، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید