overheard

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور تصادفی شنیده شده؛ بدون قصد شنیده شده.

جملات نمونه

I overheard a conversation at the cafe.

من مکالمه‌ای را در کافه شنیدم.

She overheard her coworkers talking about her.

او شنید که همکارانش درباره او صحبت می‌کنند.

He overheard his neighbors arguing next door.

او شنید که همسایه‌هایش در خانه‌ی مجاور بحث می‌کنند.

They overheard a secret conversation in the hallway.

آنها یک مکالمه‌ی محرمانه را در راهرو شنیدند.

The children overheard their parents planning a surprise party.

کودکان شنیدند که والدینشان در حال برنامه‌ریزی برای یک مهمانی غافلانه هستند.

We overheard the teacher talking about the upcoming exam.

ما شنیدیم که معلم درباره‌ی امتحان آینده صحبت می‌کند.

She overheard a juicy gossip while waiting in line.

او در حالی که در صف منتظر بود، یک شایعه‌ی داغ شنید.

He overheard a phone conversation on the bus.

او یک مکالمه تلفنی را در اتوبوس شنید.

They overheard the CEO discussing layoffs in the office.

آنها شنیدند که مدیرعامل در دفتر درباره‌ی تعدیل نیروها صحبت می‌کند.

The spy overheard classified information during the mission.

جاسوس اطلاعات طبقه‌بندی‌شده را در طول ماموریت شنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید