overpromoting

[ایالات متحده]/ˌəʊvəprəˈməʊtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərprəˈmoʊtɪŋ/

ترجمه

n. عمل ترویج یا توصیه بیش از حد یک چیز؛ ترویج بیش از حد
v. فعل مداوم از overpromote: ترویج یا توصیه بیش از حد یک چیز

عبارات و ترکیب‌ها

overpromoting a product

تبلیغ بیش از حد یک محصول

overpromoting yourself

تبلیغ بیش از حد خودتان

overpromoting the brand

تبلیغ بیش از حد برند

overpromoting on social

تبلیغ بیش از حد در رسانه های اجتماعی

stop overpromoting

تبلیغ بیش از حد را متوقف کنید

avoid overpromoting

از تبلیغ بیش از حد خودداری کنید

جملات نمونه

the manager warned that overpromoting the app could annoy loyal users.

مدیر هشدار داد که تبلیغ بیش از حد برنامه ممکن است کاربران وفادار را ناراحت کند.

overpromoting the product on social media made the brand feel desperate.

تبلیغ بیش از حد محصول در رسانه های اجتماعی باعث شد برند احساس ناامیدی کند.

they apologized for overpromoting the event and setting unrealistic expectations.

آنها برای تبلیغ بیش از حد رویداد و ایجاد انتظارات غیرواقعی عذرخواهی کردند.

the agency was fired for overpromoting a service it could not deliver.

آژانس به دلیل تبلیغ بیش از حد خدماتی که نمی توانست ارائه دهد اخراج شد.

overpromoting the campaign distracted the team from improving the actual offer.

تبلیغ بیش از حد کمپین باعث حواس‌پرتی تیم از بهبود پیشنهاد واقعی شد.

he worried that overpromoting his skills would backfire during the interview.

او نگران بود که تبلیغ بیش از حد مهارت هایش در طول مصاحبه به ضررش تمام شود.

overpromoting the movie trailer spoiled the surprise for many viewers.

تبلیغ بیش از حد تریلر فیلم، غافلگیری را برای بسیاری از بینندگان خراب کرد.

the startup stopped overpromoting features that were still in beta.

شرکت نوپا از تبلیغ بیش از حد ویژگی هایی که هنوز در مرحله بتا بودند، دست برداشت.

overpromoting the fundraiser created pressure the volunteers did not need.

تبلیغ بیش از حد جمع‌آوری کمک‌های مالی، فشاری را ایجاد کرد که داوطلبان به آن نیاز نداشتند.

she avoided overpromoting the book and focused on honest reviews instead.

او از تبلیغ بیش از حد کتاب خودداری کرد و به جای آن بر بررسی های صادقانه تمرکز کرد.

overpromoting the new policy without clear details fueled public confusion.

تبلیغ بیش از حد سیاست جدید بدون ارائه جزئیات، سردرگمی عمومی را تشدید کرد.

the coach said overpromoting the rookie could harm his confidence.

مربی گفت که تبلیغ بیش از حد بازیکن تازه‌کار می‌تواند به اعتماد به نفس او آسیب برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید