overrating talent
ارزیابی بیش از حد استعداد
overrating performance
ارزیابی بیش از حد عملکرد
overrating skills
ارزیابی بیش از حد مهارتها
overrating value
ارزیابی بیش از حد ارزش
overrating importance
ارزیابی بیش از حد اهمیت
overrating impact
ارزیابی بیش از حد تاثیر
overrating potential
ارزیابی بیش از حد پتانسیل
overrating quality
ارزیابی بیش از حد کیفیت
overrating effort
ارزیابی بیش از حد تلاش
overrating results
ارزیابی بیش از حد نتایج
some critics are overrating the movie based on its star cast.
برخی از منتقدان با توجه به بازیگران فیلم، آن را بیش از حد ارزیابی می کنند.
overrating a product can lead to disappointment among consumers.
ارزیابی بیش از حد یک محصول می تواند منجر به ناامیدی در بین مصرف کنندگان شود.
he tends to overrate his own abilities in sports.
او معمولاً تمایل دارد توانایی های خود را در ورزش بیش از حد ارزیابی کند.
many people are overrating the impact of social media on communication.
بسیاری از مردم بر تاثیر رسانه های اجتماعی بر ارتباطات اغراق می کنند.
overrating someone's intelligence can create unrealistic expectations.
ارزیابی بیش از حد هوش کسی می تواند منجر به ایجاد انتظارات غیر واقعی شود.
experts warn against overrating the benefits of quick fixes.
متخصصان هشدار می دهند که نباید مزایای راه حل های سریع را بیش از حد ارزیابی کرد.
overrating the importance of grades can stress students unnecessarily.
اهمیت بیش از حد نمرات می تواند باعث ایجاد استرس غیر ضروری در دانش آموزان شود.
she felt that the media was overrating the significance of the event.
او احساس کرد که رسانه ها اهمیت رویداد را بیش از حد ارزیابی می کنند.
overrating a team’s chances can lead to poor betting decisions.
ارزیابی بیش از حد شانس یک تیم می تواند منجر به تصمیمات شرط بندی ضعیف شود.
it's easy to start overrating trends without proper analysis.
به راحتی می توان بدون تحلیل مناسب شروع به ارزیابی بیش از حد روندها کرد.
overrating talent
ارزیابی بیش از حد استعداد
overrating performance
ارزیابی بیش از حد عملکرد
overrating skills
ارزیابی بیش از حد مهارتها
overrating value
ارزیابی بیش از حد ارزش
overrating importance
ارزیابی بیش از حد اهمیت
overrating impact
ارزیابی بیش از حد تاثیر
overrating potential
ارزیابی بیش از حد پتانسیل
overrating quality
ارزیابی بیش از حد کیفیت
overrating effort
ارزیابی بیش از حد تلاش
overrating results
ارزیابی بیش از حد نتایج
some critics are overrating the movie based on its star cast.
برخی از منتقدان با توجه به بازیگران فیلم، آن را بیش از حد ارزیابی می کنند.
overrating a product can lead to disappointment among consumers.
ارزیابی بیش از حد یک محصول می تواند منجر به ناامیدی در بین مصرف کنندگان شود.
he tends to overrate his own abilities in sports.
او معمولاً تمایل دارد توانایی های خود را در ورزش بیش از حد ارزیابی کند.
many people are overrating the impact of social media on communication.
بسیاری از مردم بر تاثیر رسانه های اجتماعی بر ارتباطات اغراق می کنند.
overrating someone's intelligence can create unrealistic expectations.
ارزیابی بیش از حد هوش کسی می تواند منجر به ایجاد انتظارات غیر واقعی شود.
experts warn against overrating the benefits of quick fixes.
متخصصان هشدار می دهند که نباید مزایای راه حل های سریع را بیش از حد ارزیابی کرد.
overrating the importance of grades can stress students unnecessarily.
اهمیت بیش از حد نمرات می تواند باعث ایجاد استرس غیر ضروری در دانش آموزان شود.
she felt that the media was overrating the significance of the event.
او احساس کرد که رسانه ها اهمیت رویداد را بیش از حد ارزیابی می کنند.
overrating a team’s chances can lead to poor betting decisions.
ارزیابی بیش از حد شانس یک تیم می تواند منجر به تصمیمات شرط بندی ضعیف شود.
it's easy to start overrating trends without proper analysis.
به راحتی می توان بدون تحلیل مناسب شروع به ارزیابی بیش از حد روندها کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید