oversimplifies issues
سادهسازی بیش از حد مسائل
oversimplifies concepts
سادهسازی بیش از حد مفاهیم
oversimplifies reality
سادهسازی بیش از حد واقعیت
oversimplifies problems
سادهسازی بیش از حد مشکلات
oversimplifies arguments
سادهسازی بیش از حد استدلالها
oversimplifies solutions
سادهسازی بیش از حد راه حلها
oversimplifies ideas
سادهسازی بیش از حد ایدهها
oversimplifies theories
سادهسازی بیش از حد نظریهها
oversimplifies analysis
سادهسازی بیش از حد تجزیه و تحلیل
oversimplifies data
سادهسازی بیش از حد دادهها
the report oversimplifies the issue, ignoring key factors.
گزارش، مسئله را بیش از حد ساده میکند و عوامل کلیدی را نادیده میگیرد.
many people believe that the media oversimplifies complex topics.
بسیاری از مردم معتقدند که رسانه موضوعات پیچیده را بیش از حد ساده میکند.
his explanation oversimplifies the scientific process.
توضیح او فرآیند علمی را بیش از حد ساده میکند.
oversimplifying the problem can lead to poor solutions.
بیش از حد ساده کردن مشکل میتواند منجر به راهحلهای ضعیف شود.
critics argue that the film oversimplifies historical events.
منتقدان استدلال میکنند که فیلم رویدادهای تاریخی را بیش از حد ساده میکند.
the teacher warned us not to oversimplify the concepts.
معلم به ما هشدار داد که مفاهیم را بیش از حد ساده نکنیم.
she often oversimplifies her arguments, making them less persuasive.
او اغلب استدلالهای خود را بیش از حد ساده میکند و آنها را کمتر قانعکننده میکند.
oversimplifying cultural differences can lead to misunderstandings.
بیش از حد ساده کردن تفاوتهای فرهنگی میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
he oversimplifies the relationship between diet and health.
او رابطه بین رژیم غذایی و سلامتی را بیش از حد ساده میکند.
the article oversimplifies the challenges faced by small businesses.
مقاله چالشهای پیش روی کسب و کارهای کوچک را بیش از حد ساده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید