overstuffs bags
پر میکند کیفها
overstuffs furniture
پر میکند مبلمان
overstuffs closet
پر میکند کمد
overstuffs suitcase
پر میکند چمدان
overstuffs shelves
پر میکند قفسهها
overstuffs drawers
پر میکند کشوها
overstuffs pantry
پر میکند انباری
overstuffs backpack
پر میکند کولهپشتی
overstuffs pockets
پر میکند جیبها
overstuffs boxes
پر میکند جعبهها
she overstuffs her suitcase every time she travels.
او هر بار که سفر میکند، چمدان خود را بیش از حد پر میکند.
the chef overstuffs the burritos, making them difficult to eat.
سرآشپز بوریتوها را بیش از حد پر میکند، و باعث میشود خوردن آنها دشوار باشد.
he tends to overstuffs his backpack with unnecessary items.
او معمولاً کولهپشتی خود را با وسایل غیرضروری بیش از حد پر میکند.
the closet is overstuffs with clothes that i never wear.
کمد لباسها با لباسهایی که من هرگز نمیپوشم، بیش از حد پر است.
overstuffing the turkey can lead to uneven cooking.
پر کردن بیش از حد بوقلمون میتواند منجر به پخت نامنظم شود.
they overstuffs the sofa with cushions for extra comfort.
آنها برای راحتی بیشتر، مبل را با بالش پر میکنند.
overstuffing the envelope made it difficult to seal.
پر کردن بیش از حد پاکت باعث شد بستن آن دشوار شود.
she always overstuffs her lunchbox with snacks.
او همیشه جعبه ناهار خود را با تنقلات بیش از حد پر میکند.
the artist overstuffs the canvas with vibrant colors.
هنرمند بوم نقاشی را با رنگهای زنده بیش از حد پر میکند.
overstuffing the schedule can lead to burnout.
پر کردن بیش از حد برنامه میتواند منجر به فرسودگی شود.
overstuffs bags
پر میکند کیفها
overstuffs furniture
پر میکند مبلمان
overstuffs closet
پر میکند کمد
overstuffs suitcase
پر میکند چمدان
overstuffs shelves
پر میکند قفسهها
overstuffs drawers
پر میکند کشوها
overstuffs pantry
پر میکند انباری
overstuffs backpack
پر میکند کولهپشتی
overstuffs pockets
پر میکند جیبها
overstuffs boxes
پر میکند جعبهها
she overstuffs her suitcase every time she travels.
او هر بار که سفر میکند، چمدان خود را بیش از حد پر میکند.
the chef overstuffs the burritos, making them difficult to eat.
سرآشپز بوریتوها را بیش از حد پر میکند، و باعث میشود خوردن آنها دشوار باشد.
he tends to overstuffs his backpack with unnecessary items.
او معمولاً کولهپشتی خود را با وسایل غیرضروری بیش از حد پر میکند.
the closet is overstuffs with clothes that i never wear.
کمد لباسها با لباسهایی که من هرگز نمیپوشم، بیش از حد پر است.
overstuffing the turkey can lead to uneven cooking.
پر کردن بیش از حد بوقلمون میتواند منجر به پخت نامنظم شود.
they overstuffs the sofa with cushions for extra comfort.
آنها برای راحتی بیشتر، مبل را با بالش پر میکنند.
overstuffing the envelope made it difficult to seal.
پر کردن بیش از حد پاکت باعث شد بستن آن دشوار شود.
she always overstuffs her lunchbox with snacks.
او همیشه جعبه ناهار خود را با تنقلات بیش از حد پر میکند.
the artist overstuffs the canvas with vibrant colors.
هنرمند بوم نقاشی را با رنگهای زنده بیش از حد پر میکند.
overstuffing the schedule can lead to burnout.
پر کردن بیش از حد برنامه میتواند منجر به فرسودگی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید