ovulated egg
تخم تخمک گذاری شده
ovulated cycle
چرخه تخمک گذاری
ovulated hormone
هورمون تخمک گذاری
ovulated female
زن تخمک گذار
ovulated period
دوره تخمک گذاری
ovulated successfully
تخمک گذاری با موفقیت
ovulated early
تخمک گذاری زود
ovulated late
تخمک گذاری دیر
ovulated multiple
تخمک گذاری چندگانه
ovulated normally
تخمک گذاری به طور معمول
the doctor confirmed that she ovulated last week.
پزشک تایید کرد که هفته گذشته تخمک گذاری کرده است.
she tracked her cycle to know when she ovulated.
او چرخه خود را ردیابی کرد تا بداند چه زمانی تخمک گذاری کرده است.
after she ovulated, she felt more energetic.
بعد از اینکه تخمک گذاری کرد، احساس انرژی بیشتری کرد.
many women experience symptoms when they ovulated.
بسیاری از زنان علائمی را تجربه می کنند وقتی تخمک گذاری می کنند.
she used an ovulation kit to determine when she ovulated.
او از یک کیت تخمک گذاری برای تعیین زمان تخمک گذاری خود استفاده کرد.
it is important to know when you ovulated for fertility.
برای باروری مهم است که بدانید چه زمانی تخمک گذاری کرده اید.
doctors often advise tracking when you ovulated.
پزشکان اغلب توصیه می کنند چه زمانی تخمک گذاری کرده اید را ردیابی کنید.
she felt a slight pain when she ovulated.
او کمی درد احساس کرد وقتی تخمک گذاری کرد.
he was surprised to learn that she ovulated earlier than expected.
او از اینکه متوجه شد زودتر از حد انتظار تخمک گذاری کرده است، تعجب کرد.
understanding when she ovulated helped her plan better.
درک اینکه چه زمانی تخمک گذاری کرده است به او کمک کرد تا بهتر برنامه ریزی کند.
ovulated egg
تخم تخمک گذاری شده
ovulated cycle
چرخه تخمک گذاری
ovulated hormone
هورمون تخمک گذاری
ovulated female
زن تخمک گذار
ovulated period
دوره تخمک گذاری
ovulated successfully
تخمک گذاری با موفقیت
ovulated early
تخمک گذاری زود
ovulated late
تخمک گذاری دیر
ovulated multiple
تخمک گذاری چندگانه
ovulated normally
تخمک گذاری به طور معمول
the doctor confirmed that she ovulated last week.
پزشک تایید کرد که هفته گذشته تخمک گذاری کرده است.
she tracked her cycle to know when she ovulated.
او چرخه خود را ردیابی کرد تا بداند چه زمانی تخمک گذاری کرده است.
after she ovulated, she felt more energetic.
بعد از اینکه تخمک گذاری کرد، احساس انرژی بیشتری کرد.
many women experience symptoms when they ovulated.
بسیاری از زنان علائمی را تجربه می کنند وقتی تخمک گذاری می کنند.
she used an ovulation kit to determine when she ovulated.
او از یک کیت تخمک گذاری برای تعیین زمان تخمک گذاری خود استفاده کرد.
it is important to know when you ovulated for fertility.
برای باروری مهم است که بدانید چه زمانی تخمک گذاری کرده اید.
doctors often advise tracking when you ovulated.
پزشکان اغلب توصیه می کنند چه زمانی تخمک گذاری کرده اید را ردیابی کنید.
she felt a slight pain when she ovulated.
او کمی درد احساس کرد وقتی تخمک گذاری کرد.
he was surprised to learn that she ovulated earlier than expected.
او از اینکه متوجه شد زودتر از حد انتظار تخمک گذاری کرده است، تعجب کرد.
understanding when she ovulated helped her plan better.
درک اینکه چه زمانی تخمک گذاری کرده است به او کمک کرد تا بهتر برنامه ریزی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید