oyer

[ایالات متحده]/ˈɔɪ.ər/
[بریتانیا]/ˈɔɪ.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اصطلاح قانونی برای یک جلسه یا محاکمه؛ یک جلسه که در آن یک پرونده شنیده می‌شود؛ عمل شنیدن یک پرونده در دادگاه

عبارات و ترکیب‌ها

buyer oyer

خریدار اویِر

lawyer oyer

وکیل اویِر

employee oyer

کارمند اویِر

payer oyer

پرداخت‌کننده اویِر

player oyer

بازیکن اویِر

layer oyer

لایه اویِر

royer oyer

رویِر اویِر

voyager oyer

کاوشگر اویِر

destroyer oyer

تخریب‌کننده اویِر

enjoyer oyer

لذت‌برنده اویِر

جملات نمونه

she is an experienced lawyer and a skilled oyer.

او یک وکیل با تجربه و یک داور ماهر است.

the oyer of the case presented compelling evidence.

داور پرونده شواهد قانع کننده ارائه داد.

during the trial, the oyer listened carefully to all testimonies.

در طول دادگاه، داور با دقت به همه شهادت ها گوش داد.

the oyer's decision will greatly impact the outcome.

تصمیم داور تأثیر زیادی بر نتیجه خواهد داشت.

as an oyer, he must remain impartial and fair.

به عنوان داور، او باید بی طرف و منصف باقی بماند.

the oyer reviewed the case files before the hearing.

داور قبل از جلسه دادرسی، پرونده های مربوطه را بررسی کرد.

many lawyers respect the oyer for their integrity.

بسیاری از وکلای به دلیل درستی و صداقت به داور احترام می گذارند.

the oyer asked probing questions during the trial.

داور در طول دادگاه سوالات دقیق پرسید.

after deliberation, the oyer announced the verdict.

پس از مشورت، داور حکم را اعلام کرد.

the oyer's role is crucial in ensuring justice.

نقش داور در تضمین عدالت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید