pailful

[ایالات متحده]/ˈpeɪl.fəl/
[بریتانیا]/ˈpeɪl.fəl/

ترجمه

n. مقدار که یک سطل را پر می‌کند
Word Forms
جمعpailfuls

عبارات و ترکیب‌ها

pailful of water

سطل پر از آب

pailful of sand

سطل پر از شن

pailful of dirt

سطل پر از خاک

pailful of apples

سطل پر از سیب

pailful of berries

سطل پر از توت

pailful of paint

سطل پر از رنگ

pailful of gravel

سطل پر از سنگریزه

pailful of ice

سطل پر از یخ

pailful of rice

سطل پر از برنج

pailful of flour

سطل پر از آرد

جملات نمونه

she filled the bucket to the brim with a pailful of water.

او سطل را تا لبه با یک سطل پر از آب پر کرد.

he carried a pailful of sand to the construction site.

او یک سطل پر از شن را به محل ساخت و ساز حمل کرد.

after a long day, we collected a pailful of berries from the garden.

بعد از یک روز طولانی، ما یک سطل پر از توت را از باغ جمع کردیم.

the children played happily, splashing a pailful of water around.

بچه ها با خوشحالی بازی کردند و یک سطل پر از آب را به اطراف پاشیدند.

she poured a pailful of paint onto the canvas.

او یک سطل پر از رنگ را روی بوم ریخت.

we need a pailful of soil for the new plants.

ما به یک سطل پر از خاک برای گیاهان جدید نیاز داریم.

he fetched a pailful of ice for the party drinks.

او یک سطل پر از یخ را برای نوشیدنی‌های مهمانی آورد.

she used a pailful of water to wash the car.

او از یک سطل پر از آب برای شستن ماشین استفاده کرد.

gathering a pailful of apples was a fun family activity.

جمع کردن یک سطل پر از سیب یک فعالیت سرگرم کننده خانوادگی بود.

he managed to catch a pailful of fish during the trip.

او موفق شد در طول سفر یک سطل پر از ماهی بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید