she took great pains to prepare the perfect dinner.
او برای تهیه شام بینقص، دردسر فراوانی متحمل شد.
the doctor assured her that labor pains would subside soon.
دکتر به او اطمینان داد که دردهاى زاصله به زودى فروکش خواهند کرد.
he spared no pains in solving the complex puzzle.
او در حل این معماى پیچیده، هیچ تلاشی را دریغ نکرد.
growing pains are common among teenagers during development.
دردهاى رشد در دوران بلوغ در بین نوجوانان معمول است.
they went to considerable pains to keep the project secret.
آنها برای حفظ محرمانگی پروژه، دردسر فراوانى متحمل شدند.
the artist took infinite pains with every brushstroke.
هنرمند در هر ضربه قلممو، دردسرهاى بىانتها کشید.
back pains troubled the office worker after long hours at the desk.
دردهاى پشت در ساعات طولانى پشت میز، کارمند را آزار مىداد.
she learned techniques to cope with severe stomach pains.
او تکنیکهایى را برای مقابله با دردهاى شدید معده یاد گرفت.
muscle pains persisted for days after the intense workout.
دردهاى عضلانى پس از تمرین شدید، چند روز ادامه داشتند.
chronic joint pains made daily activities increasingly difficult.
دردهاى مزمن مفاصل، انجام فعالیتهاى روزانه را به طور فزایندهاى دشوار مىکرد.
he went to great pains to ensure everyone's comfort at the event.
او برای اطمینان از راحتى همه در این رویداد، دردسر فراوانى متحمل شد.
chest pains prompted her to seek immediate medical attention.
دردهاى سینه باعث شد که او به دنبال کمک پزشكى فوری باشد.
the carpenter took pains to measure twice before cutting.
نجار برای اینکه قبل از برش، دو بار اندازهگیرى کند، دردسر فراوانى متحمل شد.
she took great pains to prepare the perfect dinner.
او برای تهیه شام بینقص، دردسر فراوانی متحمل شد.
the doctor assured her that labor pains would subside soon.
دکتر به او اطمینان داد که دردهاى زاصله به زودى فروکش خواهند کرد.
he spared no pains in solving the complex puzzle.
او در حل این معماى پیچیده، هیچ تلاشی را دریغ نکرد.
growing pains are common among teenagers during development.
دردهاى رشد در دوران بلوغ در بین نوجوانان معمول است.
they went to considerable pains to keep the project secret.
آنها برای حفظ محرمانگی پروژه، دردسر فراوانى متحمل شدند.
the artist took infinite pains with every brushstroke.
هنرمند در هر ضربه قلممو، دردسرهاى بىانتها کشید.
back pains troubled the office worker after long hours at the desk.
دردهاى پشت در ساعات طولانى پشت میز، کارمند را آزار مىداد.
she learned techniques to cope with severe stomach pains.
او تکنیکهایى را برای مقابله با دردهاى شدید معده یاد گرفت.
muscle pains persisted for days after the intense workout.
دردهاى عضلانى پس از تمرین شدید، چند روز ادامه داشتند.
chronic joint pains made daily activities increasingly difficult.
دردهاى مزمن مفاصل، انجام فعالیتهاى روزانه را به طور فزایندهاى دشوار مىکرد.
he went to great pains to ensure everyone's comfort at the event.
او برای اطمینان از راحتى همه در این رویداد، دردسر فراوانى متحمل شد.
chest pains prompted her to seek immediate medical attention.
دردهاى سینه باعث شد که او به دنبال کمک پزشكى فوری باشد.
the carpenter took pains to measure twice before cutting.
نجار برای اینکه قبل از برش، دو بار اندازهگیرى کند، دردسر فراوانى متحمل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید