pall

[ایالات متحده]/pɔːl/
[بریتانیا]/pɔːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه‌ای که بر روی تابوت کشیده می‌شود؛ پوشش؛ پرده
vt. پوشاندن؛ کسل‌کننده کردن
vi. بی‌مزه شدن
Word Forms
زمان گذشتهpalled
جمعpalls
صفت یا فعل حال استمراریpalling
شکل سوم شخص مفردpalls
قسمت سوم فعلpalled

عبارات و ترکیب‌ها

pall of smoke

دود تیره‌

pall of sadness

حسرت و غم

pall ring

حلقه سایه

جملات نمونه

their talk must pall on people.

صحبت‌های آنها نباید برای مردم خسته‌کننده شود.

They palled up at college.

آنها در دانشگاه با هم صمیمی شدند.

hanging palls of smoke.

دودهای معلق.

a pall of smoke over the city.

دود غلیظی بر فراز شهر.

a black pall of smoke hung over Valletta.

دود سیاه غلیظی بر فراز والتا آویزان بود.

she palled up with a lot of English chaps.

او با تعداد زیادی از جوانان انگلیسی صمیمی شد.

a pall of black smoke hung over the quarry.

دود سیاه غلیظی بر فراز معدن آویزان بود.

Sight-seeing never palled on him.

گردشگری هرگز برای او خسته‌کننده نشد.

torture and murder have cast a pall of terror over the villages.

شکنجه و قتل عام حسی ترسناک را به روستاها تحمیل کرده است.

we got acquainted but we never really palled around.

ما با هم آشنا شدیم اما هرگز واقعاً صمیمی نشدیم.

Conclusion: The carbohydrate and extract of Aquilegia viridiflora Pall are an important index of the quality standard for Aquilegia viridiflora Pall.

نتیجه گیری: کربوهیدرات و عصاره Aquilegia viridiflora Pall شاخص مهمی از استانداردهای کیفیت برای Aquilegia viridiflora Pall است.

نمونه‌های واقعی

No. She'll go into state mourning and cast a pall over the whole proceedings.

نه. او وارد سوگ‌وری ملی خواهد شد و بر روند کل تأثیر منفی خواهد گذاشت.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

WHEN world leaders gathered in Paris to discuss cutting planet-heating emissions, a pall of smog hung over Beijing.

وقتی رهبران جهان در پاریس برای بحث در مورد کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای گرد هم آمدند، یک لایه دود بر بالای پکن حاکم بود.

منبع: The Economist (Summary)

Being theatrical to no audience but oneself must soon pall.

بازی کردن نمایشی برای هیچ تماشاچی به جز خود باید به زودی خسته کننده شود.

منبع: One Shilling Candle (Part Two)

These macroeconomic trends have cast a pall over the quarterly earnings season in general.

این روند‌های کلان اقتصادی به طور کلی بر فصل گزارش‌های سه ماهه تأثیر منفی گذاشته است.

منبع: Selected English short passages

Trust you to cast a pall of doom over our successful day.

به شما اعتماد دارم که روز موفقیت ما را در غم و اندوه فرو می‌برید.

منبع: Downton Abbey Video Version (Season 6)

She'll go into state mourning and cast a pall over the whole proceedings.

او وارد سوگ‌وری ملی خواهد شد و بر روند کل تأثیر منفی خواهد گذاشت.

منبع: Downton Abbey Season 3

The heat hung over it like a pall.

گرما مانند یک پوشش سیاه بالای آن آویزان بود.

منبع: Veil

A look of pain came across him, and he flung the rich pall over the picture.

نگاهی از درد بر چهره‌اش نشست و او پوشش غنی را روی تصویر انداخت.

منبع: The Picture of Dorian Gray

We must pall the barge all its length in blackest samite.

ما باید کل قایق را در طولانی‌ترین قسمت خود با بهترین پارچه سیاه بپوشانیم.

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

The color of the pall was green, streaked with dark spots.

رنگ پوشش سیاه سبز بود و با لکه‌های تیره مخلوط شده بود.

منبع: Resurrection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید