palm-up

[ایالات متحده]/[pɔːm ʌp]/
[بریتانیا]/[pɔːm ʌp]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با دست به سمت بالا.
adj. با دست به سمت بالا.

عبارات و ترکیب‌ها

palm-up, please.

لطفاً دست خود را به سمت بالا بگذارید.

palm-up position.

وضعیت دست به سمت بالا.

holding palm-up.

نگه داشتن دست به سمت بالا.

palm-up rest.

استراحت دست به سمت بالا.

palm-up check.

بررسی دست به سمت بالا.

palm-up view.

نگاه به سمت بالای دست.

palm-up gesture.

وضعیت دست به سمت بالا.

palm-up display.

نمایش دست به سمت بالا.

palm-up support.

پشتیبانی دست به سمت بالا.

palm-up facing.

چهره دست به سمت بالا.

جملات نمونه

she held her hand palm-up, waiting for the coins to be placed in it.

او دست خود را با پشت دست به سمت بالا گرفته، منتظر می‌ماند تا سکه‌ها در آن قرار داده شوند.

he gestured palm-up, indicating he needed help with the heavy box.

او با دست خود به سمت بالا نشان داد که نیاز به کمک برای جعبه سنگین دارد.

the waiter presented the bill, palm-up, encouraging a tip.

خدمتکار فاکتور را با دست به سمت بالا نشان داد تا از پیشنهاد نقدی ناشی از خدمت بهره‌مند شود.

the yoga instructor demonstrated the pose, palm-up on the mat.

مربی یوگا حالت را نشان داد، دست خود را روی مات با پشت دست به سمت بالا گذاشته بود.

he caught the ball with his palm-up, preventing it from hitting the ground.

او توپ را با دست به سمت بالا گرفت تا از افتادن آن جلوگیری کند.

she offered her hand palm-up, inviting him to shake it.

او دست خود را با پشت دست به سمت بالا ارائه داد تا او را دست‌هایش را بکشد.

the magician asked for a volunteer, holding his palm-up expectantly.

جادوگر برای یک داوطلب خواستار شد، دست خود را با پشت دست به سمت بالا با انتظار حمله کرد.

the child presented a drawing, palm-up, eager to show his mother.

کودک یک نقاشی را با دست به سمت بالا ارائه داد، با علاقه‌ای برای نشان دادن به مادرش.

he stood with his palm-up, ready to receive the offering.

او با دست به سمت بالا ایستاد، آماده‌ی دریافت هدیه بود.

she showed her palm-up, displaying the intricate henna design.

او دست خود را با پشت دست به سمت بالا نشان داد، طرح پیچیده‌ی هنّا را نمایش داد.

the fortune teller examined his palm-up, searching for clues in his lines.

پیش‌بین دست او را با پشت دست به سمت بالا بررسی کرد، در جستجوی نشانه‌هایی در خطوط دست او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید