palm-down

[ایالات متحده]/[pɑːm daʊn]/
[بریتانیا]/[pɑːm daʊn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با دست په گوشه‌ی پایین قرار گرفته؛ قرار دادن یا نگه داشتن با دست په گوشه‌ی پایین.
adj. قرار گرفته یا جهت‌گیری شده با دست په گوشه‌ی پایین.

عبارات و ترکیب‌ها

palm-down position

وضعیت دست با پشت دست به پایین

palm-down gesture

نشانه دست با پشت دست به پایین

palm-down reading

خواندن با دست پشت به پایین

palm-down approach

رویکرد با دست پشت به پایین

palm-down cards

کارت‌های با دست پشت به پایین

holding palm-down

نگه داشتن دست با پشت به پایین

palm-down display

نمایش با دست پشت به پایین

palm-down view

نگاه با دست پشت به پایین

palm-down stance

وضعیت ایستاده با دست پشت به پایین

palm-down rest

استراحت با دست پشت به پایین

جملات نمونه

she held the card palm-down, concealing her selection from the others.

او کارت را با دست پایین گذاشته، انتخاب خود را از دیگران پنهان کرد.

he sat at the table, palm-down, waiting for his turn to play poker.

او در میز نشست، دست پایین گذاشته، منتظر نوبت خود برای بازی پوکر بود.

the magician demonstrated the trick, palm-down, to ensure no one saw the secret.

جادوگر فن را با دست پایین نشان داد تا هیچ کس نتواند راز را ببیند.

the fortune teller held my hand, palm-down, and began to read my lines.

پیش بین دست من را با دست پایین گرفت و شروع به خواندن خطوط من کرد.

he practiced the card flourish, palm-down, until he mastered the technique.

او تا زمانی که فن کارت را به خوبی یاد گرفت، آن را با دست پایین تمرین کرد.

she rested her head on the table, palm-down, exhausted after a long day.

او سر خود را روی میز گذاشت، دست پایین گذاشته، پس از یک روز طولانی خسته شده بود.

the waiter presented the bill, palm-down, to avoid any awkwardness.

خدمتکار فاکتور را با دست پایین ارائه داد تا از هرگونه ناخوشایندی جلوگیری شود.

he stood with his hands palm-down, trying to appear non-threatening.

او با دست‌های پایین ایستاد، سعی می‌کرد ظاهری بی‌خطر داشته باشد.

the child held the small stone palm-down, examining it closely.

کودک سنگ کوچک را با دست پایین گرفته، آن را به دقت بررسی می‌کرد.

the yoga instructor demonstrated the pose, palm-down, on the mat.

مربی یوگا وضعیت را روی مات با دست پایین نشان داد.

she greeted him with a wave, palm-down, a friendly gesture.

او با یک دست زدن با دست پایین او را در آغوش گرفت، یک حرکت دوستانه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید