paltered

[ایالات متحده]/ˈpɔːltəd/
[بریتانیا]/ˈpɔltərd/

ترجمه

v. چانه زدن یا مذاکره کردن; به طور مبهم یا طفره رفتن صحبت کردن; به طور سطحی عمل کردن; به چیزی به طور سبک یا بی‌اهمیت برخورد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

paltered with words

با کلمات دستکاری شد

paltered in truth

در حقیقت دستکاری شد

paltered away time

زمان دستکاری شد

paltered with facts

با حقایق دستکاری شد

paltered over issues

در مورد مسائل دستکاری شد

paltered in silence

در سکوت دستکاری شد

paltered with details

با جزئیات دستکاری شد

paltered in negotiations

در مذاکرات دستکاری شد

paltered with promises

با وعده‌ها دستکاری شد

paltered with intentions

با مقاصد دستکاری شد

جملات نمونه

he paltered with the truth during the interview.

او در طول مصاحبه با حقیقت بازی کرد.

she paltered about her plans for the weekend.

او درباره برنامه هایش برای آخر هفته دروغ گفت.

they paltered with their promises, leaving everyone confused.

آنها با وعده های خود بازی کردند و باعث سردرگمی همه شدند.

the politician paltered in his speech to avoid controversy.

سیاستمدار در سخنرانی خود برای جلوگیری از جنجال دروغ گفت.

instead of being honest, he chose to palter.

به جای اینکه صادق باشد، او انتخاب کرد که دروغ بگوید.

she felt frustrated when he paltered about his feelings.

وقتی او درباره احساساتش دروغ گفت، او احساس ناامیدی کرد.

the company paltered with the facts in their report.

شرکت با حقایق گزارش خود بازی کرد.

he paltered when asked about his qualifications.

وقتی از صلاحیت هایش سوال شد، او دروغ گفت.

rather than answering directly, she paltered with her response.

به جای پاسخ دادن مستقیم، او با پاسخ خود بازی کرد.

they paltered in negotiations, leading to misunderstandings.

آنها در مذاکرات دروغ گفتند که منجر به سوء تفاهم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید