paltered with words
با کلمات دستکاری شد
paltered in truth
در حقیقت دستکاری شد
paltered away time
زمان دستکاری شد
paltered with facts
با حقایق دستکاری شد
paltered over issues
در مورد مسائل دستکاری شد
paltered in silence
در سکوت دستکاری شد
paltered with details
با جزئیات دستکاری شد
paltered in negotiations
در مذاکرات دستکاری شد
paltered with promises
با وعدهها دستکاری شد
paltered with intentions
با مقاصد دستکاری شد
he paltered with the truth during the interview.
او در طول مصاحبه با حقیقت بازی کرد.
she paltered about her plans for the weekend.
او درباره برنامه هایش برای آخر هفته دروغ گفت.
they paltered with their promises, leaving everyone confused.
آنها با وعده های خود بازی کردند و باعث سردرگمی همه شدند.
the politician paltered in his speech to avoid controversy.
سیاستمدار در سخنرانی خود برای جلوگیری از جنجال دروغ گفت.
instead of being honest, he chose to palter.
به جای اینکه صادق باشد، او انتخاب کرد که دروغ بگوید.
she felt frustrated when he paltered about his feelings.
وقتی او درباره احساساتش دروغ گفت، او احساس ناامیدی کرد.
the company paltered with the facts in their report.
شرکت با حقایق گزارش خود بازی کرد.
he paltered when asked about his qualifications.
وقتی از صلاحیت هایش سوال شد، او دروغ گفت.
rather than answering directly, she paltered with her response.
به جای پاسخ دادن مستقیم، او با پاسخ خود بازی کرد.
they paltered in negotiations, leading to misunderstandings.
آنها در مذاکرات دروغ گفتند که منجر به سوء تفاهم شد.
paltered with words
با کلمات دستکاری شد
paltered in truth
در حقیقت دستکاری شد
paltered away time
زمان دستکاری شد
paltered with facts
با حقایق دستکاری شد
paltered over issues
در مورد مسائل دستکاری شد
paltered in silence
در سکوت دستکاری شد
paltered with details
با جزئیات دستکاری شد
paltered in negotiations
در مذاکرات دستکاری شد
paltered with promises
با وعدهها دستکاری شد
paltered with intentions
با مقاصد دستکاری شد
he paltered with the truth during the interview.
او در طول مصاحبه با حقیقت بازی کرد.
she paltered about her plans for the weekend.
او درباره برنامه هایش برای آخر هفته دروغ گفت.
they paltered with their promises, leaving everyone confused.
آنها با وعده های خود بازی کردند و باعث سردرگمی همه شدند.
the politician paltered in his speech to avoid controversy.
سیاستمدار در سخنرانی خود برای جلوگیری از جنجال دروغ گفت.
instead of being honest, he chose to palter.
به جای اینکه صادق باشد، او انتخاب کرد که دروغ بگوید.
she felt frustrated when he paltered about his feelings.
وقتی او درباره احساساتش دروغ گفت، او احساس ناامیدی کرد.
the company paltered with the facts in their report.
شرکت با حقایق گزارش خود بازی کرد.
he paltered when asked about his qualifications.
وقتی از صلاحیت هایش سوال شد، او دروغ گفت.
rather than answering directly, she paltered with her response.
به جای پاسخ دادن مستقیم، او با پاسخ خود بازی کرد.
they paltered in negotiations, leading to misunderstandings.
آنها در مذاکرات دروغ گفتند که منجر به سوء تفاهم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید