pander

[ایالات متحده]/ˈpændə(r)/
[بریتانیا]/ˈpændər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سلیقه‌ها و خواسته‌های پایین دیگران پاسخ دادن؛ راضی کردن یا لذت بردن
n. شخصی که به سلیقه‌ها و خواسته‌های پایین دیگران پاسخ می‌دهد
vt. به عنوان یک پاندری عمل کردن برای

جملات نمونه

pander to the vulgar taste

تمایل به سلیقه عامیانه

Don’t pander to such people.

به چنین افرادی چاپیدن نکن.

the lowest panders of a venal press.

پایین‌ترین چاپ‌خانه‌های منفعت‌طلب

Don't pander to such people!

به چنین افرادی پاپیچ نشوید!

He panders to her every whim.

او به هر هوس او پاپیچ است.

newspapers are pandering to people's baser instincts.

روزنامه‌ها به غرایز بدنه مردم پاپیچ هستند.

His films never pandered to public taste.

فیلم‌های او هرگز به سلیقه عمومی پاپیچ نبودند.

The newspaper here pandered to people’s interest in sex scandals.

این روزنامه به علاقه مردم به رسوه‌های جنسی پاپیچ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید