pantomimes

[ایالات متحده]/ˈpæntəmaɪmz/
[بریتانیا]/ˈpæntəˌmaɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع پانتومیم؛ یک نمایش تئاتری که از حرکات و عبارات استفاده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

children's pantomimes

نمایش‌های عروسکی کودکان

traditional pantomimes

نمایش‌های سنتی

festive pantomimes

نمایش‌های جشن

holiday pantomimes

نمایش‌های تعطیلات

comic pantomimes

نمایش‌های خنده‌دار

musical pantomimes

نمایش‌های موزیکال

local pantomimes

نمایش‌های محلی

family pantomimes

نمایش‌های خانوادگی

interactive pantomimes

نمایش‌های تعاملی

classic pantomimes

نمایش‌های کلاسیک

جملات نمونه

pantomimes are often performed during the holiday season.

نمایشنامهٔ‌های پانتومیم اغلب در طول فصل تعطیلات اجرا می‌شوند.

children love to watch pantomimes because of their humor.

کودکان عاشق تماشای پانتومیم‌ها به دلیل طنز آنها هستند.

the local theater is famous for its annual pantomime.

تئاتر محلی به دلیل پانتومیم سالانه خود مشهور است.

pantomimes often include audience participation.

پانتومیم‌ها اغلب شامل مشارکت تماشاچیان می‌شود.

many classic fairy tales are adapted into pantomimes.

بسیاری از داستان‌های کلاسیک افسانه‌ای به پانتومیم تبدیل می‌شوند.

pantomimes feature exaggerated characters and lively costumes.

پانتومیم‌ها دارای شخصیت‌های اغراق‌آمیز و لباس‌های زنده هستند.

actors in pantomimes often break the fourth wall.

بازیگران در پانتومیم‌ها اغلب دیوار چهارم را می‌شکنند.

learning about pantomimes can enhance your understanding of theater.

آشنایی با پانتومیم‌ها می‌تواند درک شما از تئاتر را افزایش دهد.

pantomimes are a unique form of storytelling.

پانتومیم‌ها یک شکل منحصر به فرد از داستان‌سرایی هستند.

attending a pantomime is a fun family activity.

شرکت در یک پانتومیم یک فعالیت خانوادگی سرگرم‌کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید