The papery leaves rustled in the wind.
برگهای کاغذی در باد خشخش میکردند.
She handed me a papery document to sign.
او یک سند کاغذی به من داد تا امضا کنم.
The old book had a papery texture to its pages.
جلد کتاب قدیمی بافت کاغذی داشت.
I can't stand the papery feeling of cotton balls.
من نمیتوانم تحمل کنم احساس کاغذی پنبهها را.
The papery skin of the onion peeled off easily.
پوست کاغذی پیاز به راحتی جدا شد.
He wrote a note on a papery napkin.
او یک یادداشت روی یک دستمال کاغذی نوشت.
The papery sound of the crinkling wrapper filled the room.
صدای کاغذی بستهبندی که چروک میشد، اتاق را پر کرد.
The papery petals of the delicate flower wilted in the heat.
برگهای کاغذی گل ظریف در گرما پژمرده شدند.
She carefully unfolded the papery map to find their location.
او نقشه کاغذی را با دقت باز کرد تا مکان آنها را پیدا کند.
The papery texture of the pastry made it flaky and delicious.
بافت کاغذی شیرینی باعث شد ترد و خوشمزه باشد.
The papery leaves rustled in the wind.
برگهای کاغذی در باد خشخش میکردند.
She handed me a papery document to sign.
او یک سند کاغذی به من داد تا امضا کنم.
The old book had a papery texture to its pages.
جلد کتاب قدیمی بافت کاغذی داشت.
I can't stand the papery feeling of cotton balls.
من نمیتوانم تحمل کنم احساس کاغذی پنبهها را.
The papery skin of the onion peeled off easily.
پوست کاغذی پیاز به راحتی جدا شد.
He wrote a note on a papery napkin.
او یک یادداشت روی یک دستمال کاغذی نوشت.
The papery sound of the crinkling wrapper filled the room.
صدای کاغذی بستهبندی که چروک میشد، اتاق را پر کرد.
The papery petals of the delicate flower wilted in the heat.
برگهای کاغذی گل ظریف در گرما پژمرده شدند.
She carefully unfolded the papery map to find their location.
او نقشه کاغذی را با دقت باز کرد تا مکان آنها را پیدا کند.
The papery texture of the pastry made it flaky and delicious.
بافت کاغذی شیرینی باعث شد ترد و خوشمزه باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید