pares down
کاهش میدهد
pares back
پس میگیرد
pares away
دور میکند
pares off
برمیدارد
pares with
همراه با
pares together
با هم ترکیب میکند
pares down options
گزینهها را کاهش میدهد
pares costs
هزینهها را کاهش میدهد
pares risks
ریسکها را کاهش میدهد
pares time
زمان را کاهش میدهد
she pares the apple before eating it.
او قبل از خوردن آن سیب را پوست میگیرد.
he pares down his expenses to save money.
او هزینههای خود را کاهش میدهد تا پول پسانداز کند.
the chef pares the vegetables for the soup.
سرآشپز سبزیجات را برای سوپ پوست میگیرد.
she always pares her workload to avoid stress.
او همیشه حجم کاری خود را کاهش میدهد تا از استرس جلوگیری کند.
he carefully pares the wood for the project.
او با دقت چوب را برای پروژه آماده میکند.
she pares her nails every week.
او هر هفته ناخنهای خود را پوست میگیرد.
the artist pares the canvas to create a masterpiece.
هنرمند بوم نقاشی را آماده میکند تا یک شاهکار خلق کند.
he pares down the list to the most important items.
او لیست را به مهمترین موارد کاهش میدهد.
she pares her wardrobe to make space for new clothes.
او کمد لباس خود را مرتب میکند تا فضایی برای لباسهای جدید باز کند.
the gardener pares the bushes for better growth.
باغبانی بوتهها را هرس میکند تا رشد بهتری داشته باشند.
pares down
کاهش میدهد
pares back
پس میگیرد
pares away
دور میکند
pares off
برمیدارد
pares with
همراه با
pares together
با هم ترکیب میکند
pares down options
گزینهها را کاهش میدهد
pares costs
هزینهها را کاهش میدهد
pares risks
ریسکها را کاهش میدهد
pares time
زمان را کاهش میدهد
she pares the apple before eating it.
او قبل از خوردن آن سیب را پوست میگیرد.
he pares down his expenses to save money.
او هزینههای خود را کاهش میدهد تا پول پسانداز کند.
the chef pares the vegetables for the soup.
سرآشپز سبزیجات را برای سوپ پوست میگیرد.
she always pares her workload to avoid stress.
او همیشه حجم کاری خود را کاهش میدهد تا از استرس جلوگیری کند.
he carefully pares the wood for the project.
او با دقت چوب را برای پروژه آماده میکند.
she pares her nails every week.
او هر هفته ناخنهای خود را پوست میگیرد.
the artist pares the canvas to create a masterpiece.
هنرمند بوم نقاشی را آماده میکند تا یک شاهکار خلق کند.
he pares down the list to the most important items.
او لیست را به مهمترین موارد کاهش میدهد.
she pares her wardrobe to make space for new clothes.
او کمد لباس خود را مرتب میکند تا فضایی برای لباسهای جدید باز کند.
the gardener pares the bushes for better growth.
باغبانی بوتهها را هرس میکند تا رشد بهتری داشته باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید