pars

[ایالات متحده]/pɑːrz/
[بریتانیا]/pɑrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی یا قسمت از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

above par

بالاتر از حد استاندارد

below par

زیر حد استاندارد

par for

برابر با

par value

ارزش اسمی

par score

امتیاز برابر با پار

equal to par

برابر با پار

par level

سطح پار

par rate

نرخ پار

par investment

سرمایه‌گذاری پار

par performance

عملکرد پار

جملات نمونه

the team scored below par in the last match.

تیم در آخرین مسابقه عملکردی کمتر از حد استاندارد داشت.

she always aims to meet the par for her projects.

او همیشه سعی می‌کند برای پروژه‌های خود به حد استاندارد دست یابد.

the golf course has a par of 72.

زمین گلف دارای درجه سختی 72 است.

the restaurant's service was below par last night.

خدمات رستوران شب گذشته از حد استاندارد پایین‌تر بود.

he is trying to bring his performance up to par.

او سعی می‌کند عملکرد خود را به حد استاندارد برساند.

the project was completed on par with expectations.

پروژه مطابق با انتظارات به پایان رسید.

her skills are on par with the best in the industry.

مهارت‌های او با بهترین‌ها در این صنعت برابری می‌کند.

we need to evaluate the budget against the par.

ما باید بودجه را در برابر حد استاندارد ارزیابی کنیم.

his performance was par for the course.

عملکرد او متناسب با روند معمول بود.

she is working hard to get her grades up to par.

او سخت تلاش می‌کند تا نمرات خود را به حد استاندارد برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید