above par
بالاتر از حد استاندارد
below par
زیر حد استاندارد
par for
برابر با
par value
ارزش اسمی
par score
امتیاز برابر با پار
equal to par
برابر با پار
par level
سطح پار
par rate
نرخ پار
par investment
سرمایهگذاری پار
par performance
عملکرد پار
the team scored below par in the last match.
تیم در آخرین مسابقه عملکردی کمتر از حد استاندارد داشت.
she always aims to meet the par for her projects.
او همیشه سعی میکند برای پروژههای خود به حد استاندارد دست یابد.
the golf course has a par of 72.
زمین گلف دارای درجه سختی 72 است.
the restaurant's service was below par last night.
خدمات رستوران شب گذشته از حد استاندارد پایینتر بود.
he is trying to bring his performance up to par.
او سعی میکند عملکرد خود را به حد استاندارد برساند.
the project was completed on par with expectations.
پروژه مطابق با انتظارات به پایان رسید.
her skills are on par with the best in the industry.
مهارتهای او با بهترینها در این صنعت برابری میکند.
we need to evaluate the budget against the par.
ما باید بودجه را در برابر حد استاندارد ارزیابی کنیم.
his performance was par for the course.
عملکرد او متناسب با روند معمول بود.
she is working hard to get her grades up to par.
او سخت تلاش میکند تا نمرات خود را به حد استاندارد برساند.
above par
بالاتر از حد استاندارد
below par
زیر حد استاندارد
par for
برابر با
par value
ارزش اسمی
par score
امتیاز برابر با پار
equal to par
برابر با پار
par level
سطح پار
par rate
نرخ پار
par investment
سرمایهگذاری پار
par performance
عملکرد پار
the team scored below par in the last match.
تیم در آخرین مسابقه عملکردی کمتر از حد استاندارد داشت.
she always aims to meet the par for her projects.
او همیشه سعی میکند برای پروژههای خود به حد استاندارد دست یابد.
the golf course has a par of 72.
زمین گلف دارای درجه سختی 72 است.
the restaurant's service was below par last night.
خدمات رستوران شب گذشته از حد استاندارد پایینتر بود.
he is trying to bring his performance up to par.
او سعی میکند عملکرد خود را به حد استاندارد برساند.
the project was completed on par with expectations.
پروژه مطابق با انتظارات به پایان رسید.
her skills are on par with the best in the industry.
مهارتهای او با بهترینها در این صنعت برابری میکند.
we need to evaluate the budget against the par.
ما باید بودجه را در برابر حد استاندارد ارزیابی کنیم.
his performance was par for the course.
عملکرد او متناسب با روند معمول بود.
she is working hard to get her grades up to par.
او سخت تلاش میکند تا نمرات خود را به حد استاندارد برساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید