pasters

[ایالات متحده]/ˈpeɪstə/
[بریتانیا]/ˈpeɪstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که چسب را به کار می‌برد یا استفاده می‌کند؛ یک برچسب یا نوار چسب؛ یک وصله چسبنده که در زمینه‌های پزشکی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

paper paster

چسب کاغذ

image paster

چسب تصویر

text paster

چسب متن

digital paster

چسب دیجیتال

label paster

چسب برچسب

video paster

چسب ویدیو

link paster

چسب پیوند

code paster

چسب کد

file paster

چسب فایل

content paster

چسب محتوا

جملات نمونه

the paster applied the glue carefully on the paper.

او چسب را با دقت روی کاغذ استفاده کرد.

she used a paster to fix the torn page.

او از چسب برای تعمیر صفحه پاره استفاده کرد.

the paster is essential for art projects.

چسب برای پروژه های هنری ضروری است.

he is known as a skilled paster in the office.

او به عنوان یک متخصص چسب در دفتر شناخته می شود.

using a paster can make your work look professional.

استفاده از چسب می تواند باعث شود کار شما حرفه ای به نظر برسد.

the paster dried quickly, allowing us to continue.

چسب به سرعت خشک شد و به ما اجازه داد تا ادامه دهیم.

he bought a new paster for his scrapbook.

او یک چسب جدید برای دفتر خاطرات خود خرید.

the paster helped to keep the project organized.

چسب به حفظ سازماندهی پروژه کمک کرد.

she prefers using a paster over tape for crafts.

او ترجیح می دهد از چسب به جای نوار برای کاردستی استفاده کند.

the paster was easy to remove without damage.

چسب به راحتی بدون آسیب قابل جدا کردن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید