patchier

[ایالات متحده]/ˈpætʃɪə/
[بریتانیا]/ˈpætʃiɚ/

ترجمه

adj. دارای لکه ها یا نامنظمی ها

عبارات و ترکیب‌ها

patchier areas

مناطعی با وصله‌های بیشتر

patchier results

نتایج با وصله‌های بیشتر

patchier conditions

شرایط با وصله‌های بیشتر

patchier performance

عملکرد با وصله‌های بیشتر

patchier coverage

پوشش با وصله‌های بیشتر

patchier quality

کیفیت با وصله‌های بیشتر

patchier patterns

الگوهای با وصله‌های بیشتر

patchier textures

بافت‌های با وصله‌های بیشتر

patchier landscapes

مناظر با وصله‌های بیشتر

patchier effects

اثرات با وصله‌های بیشتر

جملات نمونه

the weather has been patchier than usual this spring.

هوا این فصل بهار غیرمعمول‌تر و ناپیوسته‌تر بوده است.

her performance was patchier in the second half of the game.

عملکرد او در نیمه دوم بازی ناهموارتر بود.

the internet connection is patchier in rural areas.

اتصال اینترنت در مناطق روستایی ناپیوسته‌تر است.

the team's results have been patchier this season.

نتایج تیم این فصل ناهموارتر بوده است.

his attendance at meetings has been patchier lately.

حضور او در جلسات اخیراً ناپیوسته‌تر شده است.

the paint job looks patchier in some spots.

رنگ‌آمیزی در برخی نقاط ناهموارتر به نظر می‌رسد.

her memory of the events is patchier than she thought.

حافظه او از وقایع ناهموارتر از آنچه فکر می‌کرد، است.

the landscape is patchier due to climate change.

به دلیل تغییرات آب و هوایی، چشم‌انداز ناهموارتر شده است.

his knowledge of the subject is patchier than his peers.

دانش او در این زمینه نسبت به همسالانش ناپیوسته‌تر است.

the company's profits have been patchier over the years.

در طول سال‌ها سود شرکت ناهموارتر بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید