patiences

[ایالات متحده]/ˈpeɪʃns/
[بریتانیا]/ˈpeɪʃns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفیت پذیرش یا تحمل تاخیر، مشکل یا رنج بدون خشمگین یا ناراحت شدن؛ توانایی حفظ آرامش و عصبانی نشدن هنگام مواجهه با مشکلات یا افراد دشوار؛ پافشاری، استقامت.

عبارات و ترکیب‌ها

Exercise patience

صبر کنید

Handle with patience

با صبر رفتار کنید

have patience

صبر داشته باشید

patience with

صبر با

with patience

با صبر

out of patience

بی حوصله

lose patience

از دست دادن صبر

جملات نمونه

patience is a virtue.

صبر فضیلتی است.

My patience is exhausted.

صبر من تمام شده است.

My patience is not inexhaustible.

صبر من بی‌پایان نیست.

her patience with children

صبر او با کودکان

Her patience is admirable.

صبر او قابل تحسین است.

our patience has come to an end.

صبر ما به پایان رسیده است.

he had little patience with technological gadgetry.

او حوصله کافی با وسایل الکترونیکی نداشت.

even Laurence finally lost patience with him.

حتی لارنس هم بالاخره حوصله‌اش را با او از دست داد.

his patience was wearing thin.

صبرش داشت تحلیل می‌رفت.

His patience wore out at last.

صبرش بالاخره تمام شد.

‘Patience’ is my middle name!

'صبر' اسم میانی من است!

Her patience is wearing thin.

صبرش داشت تحلیل می‌رفت.

I was out of patience with his insolence.

من از روی بی احترامی او حوصله ام را از دست دادم.

We haven't the patience to hear such an empty talk.

ما حوصله شنیدن چنین حرف های بیهوده ای نداریم.

You're stretching my patience to the limit.

شما صبر من را تا حد نهایی می‌کشید.

Your patience is tested by time.

صبر شما با گذر زمان آزمایش می‌شود.

In fishing, patience is the name of the game.

در ماهیگیری، صبر اسم بازی است.

Patience is the trick in doing a job well.

صبر ترفند انجام یک کار خوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید