pauvre

[ایالات متحده]//pɔːv(rə)//
[بریتانیا]//poʊv(rə)//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.فقیر;قابل ترحم;ناقص

عبارات و ترکیب‌ها

le pauvre

فقر

pauvre homme

مرد فقیر

si pauvre

اینقدر فقیر

devenu pauvre

فقر کرده

pauvres gens

افراد فقیر

très pauvre

خیلی فقیر

reste pauvre

فقر مانده

mon pauvre

فقر من

devenir pauvre

فقر شدن

pauvre vie

زندگی فقیر

جملات نمونه

the pauvre child has no home to live in.

بچه بیچاره خانه ای برای زندگی ندارد.

she felt pauvre after losing everything in the fire.

او پس از از دست دادن همه چیز در آتش، احساس بیچارگی کرد.

the pauvre man sits alone on the cold street.

مرد بیچاره تنها در خیابان سرد نشسته است.

everyone ignored the pauvre traveler asking for help.

همه از مسافر بیچاره که کمک می‌خواست، چشم پوشی کردند.

the pauvre dog was abandoned by its owner.

سگ بیچاره توسط صاحبش رها شد.

these pauvre families need our support urgently.

این خانواده‌های بیچاره به کمک ما نیاز فوری دارند.

the pauvre student cannot afford books for school.

دانش آموز بیچاره نمی‌تواند کتاب‌های مدرسه را بخرد.

the pauvre refugees crossed the border with nothing.

او تمام پولش را به پیرزن بیچاره داد.

his pauvre heart broke when he heard the news.

پناهندگان بیچاره با هیچ چیز از مرز عبور کردند.

the pauvre bird cannot fly anymore.

قلب بیچاره‌اش وقتی خبر را شنید، شکست.

they found the pauvre kitten hiding under the car.

پرنده بیچاره دیگر نمی‌تواند پرواز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید