riche

[ایالات متحده]/riːʃ/
[بریتانیا]/riːʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ثروتمند نوظهور

جملات نمونه

the company's riche history spans over a century.

سابقه غنی شرکت بیش از یک قرن است.

she has a riche tapestry of experiences from her travels.

او تجربه‌های غنی متعددی از سفرهایش دارد.

the museum showcased a riche collection of ancient artifacts.

موزه مجموعه‌ای غنی از آثار باستانی را به نمایش گذاشت.

his writing style is known for its riche imagery and detail.

سبک نویسندگی او به خاطر تصاویر و جزئیات غنی‌اش شناخته شده است.

the region boasts a riche natural environment with diverse wildlife.

این منطقه دارای یک محیط طبیعی غنی با حیات وحش متنوع است.

the chef created a riche sauce using fresh herbs and spices.

سرآشپز یک سس غنی با استفاده از گیاهان و ادویه‌های تازه تهیه کرد.

the play featured a riche cast of characters and a complex plot.

نمایش دارای بازیگران غنی و طرحی پیچیده بود.

the artist's work is characterized by a riche use of color.

آثار هنرمند با استفاده غنی از رنگ مشخص می‌شود.

the concert offered a riche musical experience with various genres.

کنسرت یک تجربه موسیقیایی غنی با ژانرهای مختلف ارائه داد.

the novel explores a riche range of human emotions and relationships.

رمان طیف گسترده‌ای از احساسات و روابط انسانی را بررسی می‌کند.

the garden was a riche display of blooming flowers and lush greenery.

باغ یک نمایش غنی از گل‌های در حال شکوفه و سرسبزی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید