peals

[ایالات متحده]/piːlz/
[بریتانیا]/piːlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای بلند ایجاد کردن، مانند صدای زنگ‌ها
n. صداهای بلند، پایدار یا تکراری؛ صدای زنگ‌ها که به صدا درمی‌آید

عبارات و ترکیب‌ها

peals of laughter

خنده‌های پی‌در‌پی

peals of thunder

رعد و برق

peals of joy

اشراق شادی

peals of bells

زنگوله ها

peals of applause

تشویق های پی‌در‌پی

peals of excitement

هیجان

peals of triumph

پیروزی

peals of delight

شادی

peals of celebration

جشن

peals of music

موسیقی

جملات نمونه

the church bells peal every sunday morning.

گوشه‌های ناقوس هر یکشنبه صبح به صدا درآمد.

we could hear the peals of laughter from the party.

ما می‌توانستیم صدای خنده از مهمانی بشنویم.

the peals of thunder signaled an approaching storm.

صدای رعد و برق نشان‌دهنده نزدیک شدن طوفان بود.

peals of joy erupted when they announced the winner.

با اعلام برنده، شادی به وجود آمد.

she heard the peals of the distant bells ringing.

او صدای زنگ‌های دوردست را شنید.

the peals of the bells marked the beginning of the ceremony.

صدای زنگ‌ها آغاز مراسم را نشان داد.

as the clock struck midnight, peals filled the air.

همانطور که ساعت از نیمه‌شب گذشت، صداها در هوا طنین‌انداز شد.

peals of delight were heard as the children opened their gifts.

با باز شدن هدایای کودکان، شادی به گوش رسید.

the peals of laughter echoed through the hall.

صدای خنده در سالن طنین‌انداز شد.

during the festival, peals of celebration could be heard everywhere.

در طول جشنواره، صدای جشن در همه جا شنیده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید