pell-mell rush
هجوم بهم ریخته
pell-mell descent
نزول بهم ریخته
pell-mell fashion
مد بهم ریخته
running pell-mell
دویدن بهم ریخته
pell-mell scramble
جستجوی بهم ریخته
pell-mell exit
خروج بهم ریخته
pell-mell flight
پرواز بهم ریخته
pell-mell plunge
غوطهور شدن بهم ریخته
pell-mell chase
تعقیب بهم ریخته
pell-mell course
مسیر بهم ریخته
the children ran pell-mell into the playground, eager to start playing.
کودکان با سرعت و بیحوصله وارد زمین بازی شدند، مشتاق شروع بازی.
the car sped pell-mell down the highway, ignoring the speed limit.
ماشین با سرعت زیاد در بزرگراه حرکت میکرد و به سرعت مجاز توجهی نمیکرد.
the crowd surged pell-mell towards the stage, eager to see the band.
جمعیت با سرعت و بیحوصله به سمت صحنه هجوم بردند، مشتاق دیدن گروه موسیقی.
he stumbled pell-mell over the rug, nearly falling flat on his face.
او با سرعت و بیحوصله روی فرش زمین خورد، نزدیک بود صورتش روی زمین بیفتد.
the rain poured down pell-mell, creating a chaotic scene in the city.
باران با سرعت و بیحوصله میبارید و صحنهای آشفته در شهر ایجاد میکرد.
the news reports came pell-mell, detailing the unfolding disaster.
گزارشهای خبری به سرعت و بیحوصله منتشر شدند و جزئیات فاجعه در حال وقوع را شرح دادند.
the arguments flew pell-mell between the two opposing sides.
بحثها با سرعت و بیحوصله بین دو طرف متضاد رد و بدل میشدند.
the data arrived pell-mell, making it difficult to analyze initially.
دادهها با سرعت و بیحوصله رسیدند و در ابتدا تجزیه و تحلیل آنها را دشوار کرد.
the ideas poured forth pell-mell during the brainstorming session.
ایدهها با سرعت و بیحوصله در طول جلسه طوفان فکری مطرح شدند.
the shoppers rushed pell-mell through the store on black friday.
خریداران با سرعت و بیحوصله در روز جمعه سیاه از مغازه عبور کردند.
the leaves fell pell-mell from the trees in autumn.
برگها با سرعت و بیحوصله از درختان در فصل پاییز میافتادند.
pell-mell rush
هجوم بهم ریخته
pell-mell descent
نزول بهم ریخته
pell-mell fashion
مد بهم ریخته
running pell-mell
دویدن بهم ریخته
pell-mell scramble
جستجوی بهم ریخته
pell-mell exit
خروج بهم ریخته
pell-mell flight
پرواز بهم ریخته
pell-mell plunge
غوطهور شدن بهم ریخته
pell-mell chase
تعقیب بهم ریخته
pell-mell course
مسیر بهم ریخته
the children ran pell-mell into the playground, eager to start playing.
کودکان با سرعت و بیحوصله وارد زمین بازی شدند، مشتاق شروع بازی.
the car sped pell-mell down the highway, ignoring the speed limit.
ماشین با سرعت زیاد در بزرگراه حرکت میکرد و به سرعت مجاز توجهی نمیکرد.
the crowd surged pell-mell towards the stage, eager to see the band.
جمعیت با سرعت و بیحوصله به سمت صحنه هجوم بردند، مشتاق دیدن گروه موسیقی.
he stumbled pell-mell over the rug, nearly falling flat on his face.
او با سرعت و بیحوصله روی فرش زمین خورد، نزدیک بود صورتش روی زمین بیفتد.
the rain poured down pell-mell, creating a chaotic scene in the city.
باران با سرعت و بیحوصله میبارید و صحنهای آشفته در شهر ایجاد میکرد.
the news reports came pell-mell, detailing the unfolding disaster.
گزارشهای خبری به سرعت و بیحوصله منتشر شدند و جزئیات فاجعه در حال وقوع را شرح دادند.
the arguments flew pell-mell between the two opposing sides.
بحثها با سرعت و بیحوصله بین دو طرف متضاد رد و بدل میشدند.
the data arrived pell-mell, making it difficult to analyze initially.
دادهها با سرعت و بیحوصله رسیدند و در ابتدا تجزیه و تحلیل آنها را دشوار کرد.
the ideas poured forth pell-mell during the brainstorming session.
ایدهها با سرعت و بیحوصله در طول جلسه طوفان فکری مطرح شدند.
the shoppers rushed pell-mell through the store on black friday.
خریداران با سرعت و بیحوصله در روز جمعه سیاه از مغازه عبور کردند.
the leaves fell pell-mell from the trees in autumn.
برگها با سرعت و بیحوصله از درختان در فصل پاییز میافتادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید