pells

[ایالات متحده]/ˌpɛl'mɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ورق پوست

جملات نمونه

The shelf contained a pell-mell assortment of English novels.

قفسه حاوی مجموعه‌ای نامرتب از رمان‌های انگلیسی بود.

the contents of the sacks were thrown pell-mell to the ground.

محتویات کیسه‌ها به‌صورت نامرتب و به‌هم‌ریخته روی زمین ریخته شدند.

the pell-mell of ascending gables and roof tiles.

هرج و مرج بام ها و کاشی های صعودی.

They all pell-melled out of that river.

همه آنها به‌صورت نامرتب از آن رودخانه بیرون آمدند.

steering the pell-mell development of Europe on to a new and more gradual course.

هدایت توسعه بی‌رویه اروپا به سمت یک مسیر جدید و تدریجی‌تر.

US President Bill Clinton acted tough by ex- pelling a persona non grata;Russians huffily brand the whole spy case a“propaganda counteroffensive.

رئیس جمهور ایالات متحده، بیل کلینتون، با اخراج یک شخصیت ناخواسته، سخت عمل کرد؛ روس‌ها با غرور و کینه، کل پرونده جاسوسی را یک "ضد تبلیغات" توصیف کردند.

While companies such as Bravissimo and Rigby &Peller have strong online presences, you're still best going to a shop for a proper fitting.

در حالی که شرکت‌هایی مانند براویسیمو و ریگبی اند پلر حضور آنلاین قوی دارند، هنوز بهتر است برای انجام اندازه گیری مناسب به یک مغازه بروید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید