pelter of rain
باران شدید
pelter of snow
برف شدید
pelter of stones
حمله سنگ
pelter of hail
تگرگ شدید
pelter of wind
وزش شدید باد
pelter of fire
آتشبازی
pelter of bullets
باران گلوله
pelter of laughter
خنده های پی در پی
pelter of applause
تشویق های پی در پی
pelter of questions
باران سوال
the children pelter the ball back and forth in the park.
کودکان به طور متناوب توپ را در پارک به جلو و عقب میفرستند.
during the storm, rain pelter against the windows.
در طول طوفان، باران به شدت به پنجرهها برخورد میکرد.
he felt the snow pelter down on his head.
او احساس کرد که برف به شدت روی سرش میریزد.
as the wind picked up, leaves pelter around the street.
با وزش باد، برگها در خیابان به اطراف پرتاب میشدند.
the kids pelter their friends with snowballs.
بچهها با توپهای برفی دوستان خود را مورد هدف قرار میدهند.
she could hear the hail pelter on the roof.
او صدای برخورد تگرگ به سقف را میشنید.
they pelter each other with water balloons during the party.
آنها در طول مهمانی با یکدیگر با بادکنکهای آب بازی میکنند.
the coach encouraged the players to pelter the ball with speed.
مربی بازیکنان را تشویق کرد که توپ را با سرعت مورد هدف قرار دهند.
she watched the rain pelter down and felt cozy inside.
او باران را دید که میبارید و در داخل احساس راحتی میکرد.
he was pelter with questions after his presentation.
او پس از ارائه خود با سؤالات زیادی مواجه شد.
pelter of rain
باران شدید
pelter of snow
برف شدید
pelter of stones
حمله سنگ
pelter of hail
تگرگ شدید
pelter of wind
وزش شدید باد
pelter of fire
آتشبازی
pelter of bullets
باران گلوله
pelter of laughter
خنده های پی در پی
pelter of applause
تشویق های پی در پی
pelter of questions
باران سوال
the children pelter the ball back and forth in the park.
کودکان به طور متناوب توپ را در پارک به جلو و عقب میفرستند.
during the storm, rain pelter against the windows.
در طول طوفان، باران به شدت به پنجرهها برخورد میکرد.
he felt the snow pelter down on his head.
او احساس کرد که برف به شدت روی سرش میریزد.
as the wind picked up, leaves pelter around the street.
با وزش باد، برگها در خیابان به اطراف پرتاب میشدند.
the kids pelter their friends with snowballs.
بچهها با توپهای برفی دوستان خود را مورد هدف قرار میدهند.
she could hear the hail pelter on the roof.
او صدای برخورد تگرگ به سقف را میشنید.
they pelter each other with water balloons during the party.
آنها در طول مهمانی با یکدیگر با بادکنکهای آب بازی میکنند.
the coach encouraged the players to pelter the ball with speed.
مربی بازیکنان را تشویق کرد که توپ را با سرعت مورد هدف قرار دهند.
she watched the rain pelter down and felt cozy inside.
او باران را دید که میبارید و در داخل احساس راحتی میکرد.
he was pelter with questions after his presentation.
او پس از ارائه خود با سؤالات زیادی مواجه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید