penalised

[ایالات متحده]/ˈpiːnəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˈpiːnəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مجازات کردن یا تحمیل جریمه بر

عبارات و ترکیب‌ها

penalised for cheating

مجازات به دلیل تقلب

penalised heavily

به شدت مجازات شد

penalised unfairly

به طور ناعادلانه مجازات شد

penalised in competition

در مسابقه مجازات شد

penalised for misconduct

مجازات به دلیل سوء رفتار

penalised by law

بر اساس قانون مجازات شد

penalised for errors

مجازات به دلیل اشتباهات

penalised in school

در مدرسه مجازات شد

penalised for lateness

مجازات به دلیل دیر رسیدن

penalised for violations

مجازات به دلیل تخلفات

جملات نمونه

players who break the rules will be penalised.

بازیکنانی که قوانین را زیر پا می‌گذارند، مجازات خواهند شد.

the company was penalised for not following safety regulations.

شرکت به دلیل رعایت نکردن مقررات ایمنی مجازات شد.

students may be penalised for late submissions.

دانشجویان ممکن است به دلیل ارسال دیرهنگام، مجازات شوند.

he was penalised with a fine for his parking violation.

او به دلیل تخلف رانندگی‌اش با جریمه مجازات شد.

teams can be penalised for unsportsmanlike conduct.

تیم‌ها می‌توانند به دلیل رفتار غیرورزشی مجازات شوند.

she felt penalised for speaking out against the policy.

او احساس کرد به دلیل اعتراض به سیاست، مجازات شده است.

employees can be penalised for repeated tardiness.

کارمندان می‌توانند به دلیل دیر رسیدن مکرر مجازات شوند.

the athlete was penalised during the competition.

ورزشکار در طول مسابقه مجازات شد.

he was penalised for not meeting the deadline.

او به دلیل نرسیدن به مهلت مقرر مجازات شد.

in some countries, tax evasion is penalised severely.

در برخی کشورها، فرار مالیاتی به شدت مجازات می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید