penknife

[ایالات متحده]/'pennaɪf/
[بریتانیا]/'pɛnnaɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاقوی کوچک، به ویژه چاقویی با تیغه‌ای که در دسته‌اش تا می‌شود، مناسب برای حمل و استفاده.
Word Forms
جمعpenknives

جملات نمونه

It’s a penknife, scissors, corkscrew all rolled into one.

این یک چاقوی جیبی، قیچی و درب بازکن است که همه در یک جا جمع شده‌اند.

Phenomenon: The spider begins formicate. 2, with leg of penknife general spider full take out, to it big growl " climb " .

ظاهره: عنکبوت شروع به فرمیکاسیون می‌کند. 2، با پای چاقوی جیبی، عنکبوت عمومی به طور کامل خارج می‌کند، به آن غرش بزرگ می‌گوید

He used a penknife to carve his initials into the tree trunk.

او از یک چاقوی جیبی برای حکاکی حروف اولیه‌اش روی تنه درخت استفاده کرد.

She always carries a penknife in her pocket for emergencies.

او همیشه یک چاقوی جیبی برای مواقع اضطراری در جیب خود حمل می‌کند.

The penknife is a useful tool for camping and outdoor activities.

چاقوی جیبی ابزاری مفید برای کمپینگ و فعالیت‌های فضای باز است.

He sharpened the penknife before starting to whittle the wood.

او قبل از شروع به تراشیدن چوب، چاقوی جیبی را تیز کرد.

The penknife has a sharp blade that can cut through various materials.

چاقوی جیبی دارای تیغه ای تیز است که می تواند از میان مواد مختلف برش دهد.

She used the penknife to open the package because she couldn't find scissors.

او از چاقوی جیبی برای باز کردن بسته استفاده کرد زیرا نتوانست قیچی پیدا کند.

He bought a new penknife with multiple functions such as a bottle opener and screwdriver.

او یک چاقوی جیبی جدید با عملکردهای متعدد مانند بازکن بطری و پیچ گوشتی خرید.

The penknife is compact and easy to carry around in your pocket.

چاقوی جیبی جمع و جور و حمل آن در جیب شما آسان است.

She used the penknife to sharpen her pencils because the sharpener was broken.

او از چاقوی جیبی برای تیز کردن مدادهایش استفاده کرد زیرا تيغه تيغ‌زني شكسته بود.

He received a beautiful engraved penknife as a gift for his graduation.

او یک چاقوی جیبی حکاکی شده زیبا را به عنوان هدیه فارغ التحصیلی خود دریافت کرد.

نمونه‌های واقعی

And immediately, I felt an overwhelming sense of possibility, holding that little penknife.

و بلافاصله، من احساسی غرق‌آور از امکان را تجربه کردم، در حالی که آن چاقوی کوچک را در دست داشتم.

منبع: American Life Podcast

'You may cut the piece out with your penknife if you like, Tom.

'اگر دوست داشته باشید، می‌توانید با چاقوی خود تکه را برش دهید، تام.

منبع: Difficult Times (Part 1)

She was holding her horn-handled penknife, with the blade closed.

او چاقوی خود را با دسته شاخ‌دار در دست داشت، با تیغه بسته.

منبع: The Ocean At The End Of The Lane

He peeped at the peddler then suddenly thrust a tthe peddler with a penknife.

او به صورت مخفیانه به peddler نگاه کرد و سپس ناگهان با چاقو به او حمله کرد.

منبع: Pan Pan

She split a roll with a penknife produced from her pocket and began to butter it.

او یک نان را با چاقویی که از جیبش بیرون آورده بود، دو نیم کرد و شروع به مالیدن کره کرد.

منبع: One Shilling Candle (Upper)

His appetite for inventions went back to his childhood, when he had devised a fork and spoon that could fit into a penknife.

اشتیاق او به اختراع به دوران کودکی او باز می‌گشت، زمانی که یک چنگال و قاشق طراحی کرده بود که می‌توانست در یک چاقو جا شود.

منبع: The Economist - Comprehensive

Quickly, he forces the lock with a penknife, and turns over the papers until he finds what he is looking for.

به سرعت، او قفل را با چاقو باز می‌کند و کاغذها را زیر و رو می‌کند تا آنچه به دنبال آن است را پیدا کند.

منبع: The Mystery of Styles Court

He instantly took a penknife from his pocket, and by dint of probing and scraping brought the earring out upon open ground.

او بلافاصله یک چاقو از جیبش بیرون آورد و با تلاش و کندن گوشواره را روی زمین بیرون آورد.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

She went on, He had a penknife with a spike for getting stones from a horse's hoof, and I helped him to carve my initials.

او ادامه داد، او یک چاقو با یک نوک برای بیرون آوردن سنگ از سم اسب داشت و من به او کمک کردم تا حروف اول اسمم را حکاکی کنم.

منبع: Reciting beautiful English prose for you.

And so, under pretence of softening the previous outrage, of stroking and soothing me into placidity, you stick a sly penknife under my ear!

و بنابراین، به بهانه آرام کردن خشم قبلی، نوازش و آرام کردن من به طوری که آرام شوم، شما یک چاقوی حیله گرانه زیر گوش من فرو می‌کنید!

منبع: Jane Eyre (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید