percussing

[ایالات متحده]/pəˈkʌsɪŋ/
[بریتانیا]/pərˈkʌsɪŋ/

ترجمه

v. عمل ضربه زدن یا ضربه زدن؛ برای معاینه پزشکی ضربه زدن یا زدن

عبارات و ترکیب‌ها

percussing sounds

صداهای کوبشی

percussing instruments

سازهای کوبشی

percussing techniques

تکنیک‌های کوبشی

percussing rhythms

ریتم‌های کوبشی

percussing patterns

الگوهای کوبشی

percussing beats

ضرب‌های کوبشی

percussing methods

روش‌های کوبشی

percussing music

موسیقی کوبشی

percussing exercises

تمرینات کوبشی

جملات نمونه

he is percussing the drums with great enthusiasm.

او با شور و اشتیاق فراوان درامزها را کوبیده است.

the doctor is percussing the patient's chest to check for fluid.

پزشک برای بررسی وجود مایعات، قفسه سینه بیمار را کوبیده است.

she enjoys percussing along with her favorite songs.

او از همراهی با آهنگ های مورد علاقه اش در حین کوبیدن لذت می برد.

during the class, we learned about percussing techniques.

در طول کلاس، ما در مورد تکنیک های کوبیدن یاد گرفتیم.

the musician was percussing on various surfaces to create rhythm.

موسیقی‌دان روی سطوح مختلف کوبیدن انجام داد تا ریتم ایجاد کند.

he was percussing the table with his fingers absentmindedly.

او با انگشتانش به طور غیرهشیار روی میز کوبیدن انجام می داد.

they are percussing the instruments to warm up before the performance.

آنها برای گرم کردن قبل از اجرا، سازها را کوبیدن می کنند.

the teacher asked the students to practice percussing different beats.

معلم از دانش آموزان خواست ریتم های مختلف را کوبیدن تمرین کنند.

he was percussing a melody on the xylophone.

او یک ملودی را روی زایلوفون کوبیدن انجام داد.

she loves percussing with her hands on any available surface.

او عاشق کوبیدن با دستانش روی هر سطح در دسترس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید