perdida

[ایالات متحده]/pɛrˈdiːdə/
[بریتانیا]/pɛrˈdiːdə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لا پردی‌دا (مکانی در اکوادور); از دست دادن (اسپانیایی)

جملات نمونه

i felt completely perdida in the unfamiliar city.

من در شهر ناآشنا کاملاً احساس گم‌شدگی می‌کردم.

the perdida hours can never be recovered.

ساعت‌های گم‌شده را نمی‌توان به دست آورد.

she's still perdueida after the traumatic event.

او بعد از حادثه آسیب‌زا هنوز گم و گیج است.

after three hours, i was totally perdida in the art museum.

بعد از سه ساعت، من کاملاً در موزه هنر گم شده بودم.

my perdueida passport caused many problems at the border.

گذرنامه گم‌شده من باعث مشکلات زیادی در مرز شد.

the perdueida child was found by police after the storm.

کودک گم‌شده بعد از طوفان توسط پلیس پیدا شد.

time perdida is time that can never be returned.

زمان گم‌شده زمانی است که نمی‌توان آن را پس گرفت.

i am completely perdueida without my gps device.

بدون دستگاه GPS من کاملاً گم شده‌ام.

the perdueida hikers were rescued from the mountain.

گردشگران گم‌شده از کوه نجات یافتند.

he's a perdueida cause - nothing can help him now.

او یک مورد از دست رفته است - هیچ چیز نمی‌تواند به او کمک کند.

she wandered through the forest, completely perdueida.

او در حالی که کاملاً گم شده بود، در جنگل سرگردانی می‌کرد.

the perdueida tourist asked for directions in broken hebrew.

گردشگر گم‌شده به زبان عبری شکسته درخواست کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید