pericentric

[ایالات متحده]/[ˈpɛrɪˌsɛntrɪk]/
[بریتانیا]/[ˈpɛrɪˌsɛntrɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قرار گرفته در نزدیکی مرکز؛ مربوط به مرکز؛ مربوط به یا تحت تأثیر مرکز مدار.
n. یک نقطه یا شیء قرار گرفته در نزدیکی مرکز.

عبارات و ترکیب‌ها

pericentric focus

فوكوس پری‌سentrیک

pericentric model

مدل پری‌سentrیک

pericentrically aligned

هم‌وسی‌گی‌شده پری‌سentrیک

pericentric region

منطقه پری‌سentrیک

pericentric zone

منطقه پری‌سentrیک

being pericentric

بودن پری‌سentrیک

highly pericentric

بسیار پری‌سentrیک

pericentric structure

ساختار پری‌سentrیک

pericentric system

سیستم پری‌سentrیک

pericentric orbit

مدار پری‌سentrیک

جملات نمونه

the company's marketing strategy was heavily pericentric, focusing on the product's core features.

استراتژی بازاریابی شرکت به شدت مرکزگرا بود و بر ویژگی‌های اصلی محصول متمرکز بود.

his pericentric approach to problem-solving involved analyzing the central issue first.

رویکرد مرکزگرا او در حل مسئله شامل بررسی مسئله مرکزی ابتدا بود.

the pericentric design of the user interface prioritized ease of navigation.

طراحی مرکزگرا رابط کاربری اولویت دادن به راحتی ناوبری را داشت.

a pericentric view of history emphasizes the role of key individuals and events.

نگاه مرکزگرا به تاریخ نقش فردیت‌های کلیدی و رویدادها را تاکید می‌کند.

the artist's work often featured pericentric compositions with a central focal point.

کار هنرمند اغلب از ساختارهای مرکزگرا با یک نقطه تمرکز مرکزی استفاده می‌کرد.

the pericentric nature of the argument made it difficult to consider alternative perspectives.

طبیعت مرکزگرا استدلال باعث شد که در نظر گرفتن دیدگاه‌های جایگزین دشوار شود.

we adopted a pericentric approach to data analysis, concentrating on the most significant variables.

ما رویکرد مرکزگرا را در تحلیل داده‌ها انتخاب کردیم، با تمرکز بر متغیرهای مهم‌تر.

the pericentric structure of the novel revolved around the protagonist's journey.

ساختار مرکزگرا رمان حول سفر شخص اصلی چرخید.

the team's pericentric goal was to increase market share by 10%.

هدف مرکزگرا تیم افزایش سهم بازار ۱۰٪ بود.

the presentation's pericentric theme was the importance of customer satisfaction.

موضوع مرکزگرا ارائه اهمیت رضایت مشتری بود.

the research project took a pericentric approach, examining the central hypothesis in detail.

پروژه تحقیق رویکرد مرکزگرا را اتخاذ کرد، فرضیه مرکزی را به طور جزئی بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید