perking

[ایالات متحده]/pɜːkɪŋ/
[بریتانیا]/pɜrkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زنده یا فعال کردن؛ افزایش دادن ارزش؛ جالب‌تر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

perking up

احیا کردن

perking coffee

دم کردن قهوه

perking mood

بهبود خلق و خو

perking interest

ایجاد علاقه

perking energy

افزایش انرژی

perking spirits

تقویت روحیه

perking up drinks

احیای نوشیدنی ها

perking up ideas

ایده پردازی

perking up conversations

شاد کردن گفتگوها

perking up life

شاد کردن زندگی

جملات نمونه

she felt her spirits perking up after the good news.

او احساس کرد که بعد از اخبار خوب، روحیه اش بهتر شد.

the coffee is perking me up this morning.

قهوه امروز من را سرحال می‌کند.

his jokes always have a way of perking up the mood.

طنزهای او همیشه راهی برای بهتر کردن حال و هوا دارند.

she enjoys perking up her garden with colorful flowers.

او از تزیین باغ خود با گل‌های رنگارنگ لذت می‌برد.

listening to music helps me feel perking and energized.

گوش دادن به موسیقی به من کمک می‌کند احساس شادابی و انرژی کنم.

he found that exercise was perking up his energy levels.

او متوجه شد که ورزش سطح انرژی او را افزایش می‌دهد.

the cheerful decorations are perking up the entire room.

دکوراسیون‌های شاد کل اتاق را دلپذیر می‌کنند.

she has a talent for perking up dull conversations.

او استعداد این را دارد که مکالمات کسل کننده را جذاب کند.

after a long day, a warm bath is perfect for perking me up.

بعد از یک روز طولانی، یک حمام گرم برای سرحال شدن من عالی است.

he recommended a few books for perking up my interest in reading.

او چند کتاب برای افزایش علاقه من به خواندن پیشنهاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید