persiflages

[ایالات متحده]/ˈpɜːsɪflɑːʒ/
[بریتانیا]/ˈpɜrsɪˌflɑʒ/

ترجمه

n. اظهارات تمسخرآمیز یا teasing

عبارات و ترکیب‌ها

subtle persiflages

طنزهای ظریف

light-hearted persiflages

طنزهای سبک و دلپذیر

witty persiflages

طنزهای هوشمندانه

elegant persiflages

طنزهای باوقار

playful persiflages

طنزهای بازیگوشانه

clever persiflages

طنزهای زیرکانه

sharp persiflages

طنزهای گزنده

ironic persiflages

طنزهای متناقض‌گویانه

mocking persiflages

طنزهای تمسخرآمیز

dry persiflages

طنزهای خشک

جملات نمونه

his persiflages often lighten the mood during meetings.

طنزهای او اغلب فضایی شاداب را در طول جلسات ایجاد می‌کنند.

she used persiflages to criticize the policy without being too harsh.

او از طنز برای انتقاد از سیاست بدون اینکه خیلی تند باشد استفاده کرد.

the comedian's persiflages were well-received by the audience.

طنزهای کمدین مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت.

in his speech, he included persiflages that made everyone laugh.

در سخنرانی خود، او از طنزی استفاده کرد که باعث خنده همه شد.

her persiflages about the situation helped to ease the tension.

طنز او در مورد وضعیت به کاهش تنش کمک کرد.

they often engage in persiflages during their lunch breaks.

آنها اغلب در زمان استراحت ناهار در طنز شرکت می‌کنند.

his persiflages were a clever way to address serious topics.

طنزهای او راه باهوشانه‌ای برای پرداختن به موضوعات جدی بود.

we enjoy his persiflages because they bring a fresh perspective.

ما از طنزهای او لذت می‌بریم زیرا دیدگاه جدیدی را ارائه می‌دهند.

persiflages can sometimes mask deeper issues in a conversation.

طنز گاهی اوقات می‌تواند مسائل عمیق‌تر را در یک مکالمه پنهان کند.

her persiflages were charming, making her very likable.

طنز او جذاب بود و باعث محبوبیت او شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید