phig

[ایالات متحده]/fɪɡ/
[بریتانیا]/fɪɡ/

ترجمه

abbr. ایمونوگلوبولین انسانی ترکیب شده
n. نماد ایمونوگلوبولین انسانی ترکیب شده؛ محصول پزشکی که از آنتی‌بادی‌های استخراج شده از پلاسمای انسانی ترکیب شده تشکیل شده است.
شکل‌های واژه
جمعphigs

جملات نمونه

the phig is fresh and sweet.

فیگ تازه و شیرین است.

i bought a big phig from the market.

من یک فیگ بزرگ از بازار خریدم.

she likes to eat phig for breakfast.

او دوست دارد صبحانه فیگ بخورد.

the phig tree in my garden is very old.

در گلخانه من درخت فیگ بسیار قدیمی است.

he gave me a ripe phig.

او یک فیگ رسیده به من داد.

we need more phigs for the recipe.

ما برای این دستور پخت و پز نیاز به بیشتر فیگ داریم.

the phig jam tastes delicious.

مربا فیگ طعم خوشی دارد.

can you pass me that purple phig?

آیا می توانید فیگ بنفش را به من بدهید؟

a dried phig is a healthy snack.

یک فیگ خشک یک میان وعده سالم است.

the phig fell from the tree.

فیگ از درخت افتاد.

they harvested many phigs this season.

این فصل آنها زیادی فیگ برداشتند.

i'll slice the phig for the salad.

من فیگ را برای سالاد برش می زنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید