philandered frequently
به طور مکرر عشقبازی میکرد
philandered openly
به طور آشکارا عشقبازی میکرد
philandered recklessly
با بیاحتیاطی عشقبازی میکرد
philandered secretly
به طور مخفیانه عشقبازی میکرد
philandered shamelessly
بیشرمانه عشقبازی میکرد
philandered carelessly
با بیدقت عشقبازی میکرد
philandered repeatedly
بارها عشقبازی میکرد
philandered wildly
به طور دیوانهوار عشقبازی میکرد
philandered casually
به طور اتفاقی عشقبازی میکرد
philandered charmingly
به طور جذاب عشقبازی میکرد
he philandered with several women before settling down.
او با چندین زن ارتباط داشت تا اینکه تصمیم گرفت زندگی را آرام کند.
she discovered that her husband had philandered during their marriage.
او متوجه شد که همسرش در طول ازدواجشان ارتباطهای عاشقانه داشته است.
many politicians have been known to philander while in office.
بسیاری از سیاستمدتانی که در قدرت هستند، به ارتباط با زنان مشهور هستند.
he was notorious for philandering, causing a scandal in the community.
او به دلیل ارتباط با زنان بدنام بود و باعث ایجاد رسوایی در جامعه شد.
despite his charm, he was known to philander frequently.
با وجود جذابیتش، او به طور مکرر با زنان ارتباط داشت.
she decided to leave him after discovering he had philandered.
او پس از کشف اینکه او با زنان ارتباط داشته است، تصمیم گرفت او را ترک کند.
his habit of philandering left a trail of broken hearts.
عادت او به ارتباط با زنان، ردپای قلبهای شکسته را بر جای گذاشت.
they warned her that he was a philanderer.
آنها به او هشدار دادند که او یک آدم خوشگذران است.
philandering can lead to serious relationship issues.
ارتباط با زنان میتواند منجر به مشکلات جدی در روابط شود.
he tried to hide his philandered affairs from his wife.
او سعی کرد رابطههای عاشقانه خود را از همسرش پنهان کند.
philandered frequently
به طور مکرر عشقبازی میکرد
philandered openly
به طور آشکارا عشقبازی میکرد
philandered recklessly
با بیاحتیاطی عشقبازی میکرد
philandered secretly
به طور مخفیانه عشقبازی میکرد
philandered shamelessly
بیشرمانه عشقبازی میکرد
philandered carelessly
با بیدقت عشقبازی میکرد
philandered repeatedly
بارها عشقبازی میکرد
philandered wildly
به طور دیوانهوار عشقبازی میکرد
philandered casually
به طور اتفاقی عشقبازی میکرد
philandered charmingly
به طور جذاب عشقبازی میکرد
he philandered with several women before settling down.
او با چندین زن ارتباط داشت تا اینکه تصمیم گرفت زندگی را آرام کند.
she discovered that her husband had philandered during their marriage.
او متوجه شد که همسرش در طول ازدواجشان ارتباطهای عاشقانه داشته است.
many politicians have been known to philander while in office.
بسیاری از سیاستمدتانی که در قدرت هستند، به ارتباط با زنان مشهور هستند.
he was notorious for philandering, causing a scandal in the community.
او به دلیل ارتباط با زنان بدنام بود و باعث ایجاد رسوایی در جامعه شد.
despite his charm, he was known to philander frequently.
با وجود جذابیتش، او به طور مکرر با زنان ارتباط داشت.
she decided to leave him after discovering he had philandered.
او پس از کشف اینکه او با زنان ارتباط داشته است، تصمیم گرفت او را ترک کند.
his habit of philandering left a trail of broken hearts.
عادت او به ارتباط با زنان، ردپای قلبهای شکسته را بر جای گذاشت.
they warned her that he was a philanderer.
آنها به او هشدار دادند که او یک آدم خوشگذران است.
philandering can lead to serious relationship issues.
ارتباط با زنان میتواند منجر به مشکلات جدی در روابط شود.
he tried to hide his philandered affairs from his wife.
او سعی کرد رابطههای عاشقانه خود را از همسرش پنهان کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید