pillaged village
دهکده غارت شده
pillaged resources
منابع غارت شده
pillaged treasures
گنجهای غارت شده
pillaged lands
زمینهای غارت شده
pillaged artifacts
اشیای باستانی غارت شده
pillaged cities
شهرهای غارت شده
pillaged history
تاریخ غارت شده
pillaged wealth
ثروت غارت شده
pillaged goods
کالاهای غارت شده
the village was pillaged by bandits last night.
دهکده شب گذشته توسط راهزنان غارت شد.
many ancient cities were pillaged during the war.
شهر های باستانی زیادی در طول جنگ غارت شدند.
the treasures of the kingdom were pillaged and lost.
گنجینه های پادشاهی غارت و گم شدند.
after the city was pillaged, there was nothing left.
بعد از اینکه شهر غارت شد، هیچ چیز باقی نماند.
they pillaged the museum and stole priceless artifacts.
آنها موزه را غارت کردند و آثار باستانی گرانبها را دزدیدند.
the invaders pillaged the land, leaving destruction behind.
متجاوزان سرزمین را غارت کردند و ویرانی پشت سر گذاشتند.
historical records show that the town was pillaged repeatedly.
سوابق تاریخی نشان می دهد که شهر بارها غارت شده است.
residents lived in fear of being pillaged by raiders.
ساکنان از ترس اینکه توسط غارتگران غارت شوند، زندگی می کردند.
the pirates pillaged ships along the coast.
دزدان دریایی کشتی ها را در امتداد ساحل غارت کردند.
archaeologists found evidence of a pillaged settlement.
باستان شناسان شواهدی از یک سکونتگاه غارت شده پیدا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید