pimped

[ایالات متحده]/pɪmpt/
[بریتانیا]/pɪmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته مشارکتی از pimp

عبارات و ترکیب‌ها

pimped ride

ماشین سفارشی

pimped out

سفارشی شده

pimped style

سبک سفارشی

pimped up

زیبا و سفارشی

pimped shoes

کفش‌های سفارشی

pimped bike

دوچرخه سفارشی

pimped gear

تجهیزات سفارشی

pimped house

خانه سفارشی

pimped outfit

لباس سفارشی

pimped party

جشن سفارشی

جملات نمونه

he really pimped out his car with custom rims and a new paint job.

او ماشینش را با رینگ‌های سفارشی و رنگ‌آمیزی جدید، واقعاً متحول کرد.

they pimped their apartment with modern furniture and bright colors.

آنها آپارتمان خود را با مبلمان مدرن و رنگ‌های روشن متحول کردند.

she pimped her outfit with some flashy accessories.

او لباس خود را با لوازم جانبی چشمگیر متحول کرد.

the club was pimped with neon lights and a dj booth.

کlub با نورهای نئون و غرفه دی‌جی متحول شد.

he pimped his bike with new handlebars and a comfortable seat.

او دوچرخه خود را با فرمان‌های جدید و یک صندلی راحت متحول کرد.

she pimped her garden with colorful flowers and decorative stones.

او باغ خود را با گل‌های رنگارنگ و سنگ‌های تزئینی متحول کرد.

they pimped the backyard for the summer party with a barbecue and lights.

آنها حیاط پشتی را برای مهمانی تابستانی با باربیکیو و چراغ‌ها متحول کردند.

he likes to pimp his gaming setup with the latest technology.

او دوست دارد تجهیزات بازی خود را با آخرین فناوری متحول کند.

the fashion designer pimped the runway show with extravagant outfits.

طراح مد، نمایش فشن را با لباس‌های مجلل متحول کرد.

she pimped her phone with a unique case and stickers.

او تلفن خود را با یک قاب منحصر به فرد و برچسب متحول کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید