pinchbecks

[ایالات متحده]/ˈpɪntʃbɛk/
[بریتانیا]/ˈpɪntʃbɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آلیاژی از مس و روی که شبیه طلا است؛ چیزی که اصیل نیست؛ یک تقلبی
adj. ساخته شده از پینچبک؛ ارزان یا بی‌کیفیت؛ غیر اصیل؛ جعلی

عبارات و ترکیب‌ها

pinchbeck jewelry

جواهرات قلابی

pinchbeck metal

فلز قلابی

pinchbeck watch

ساعت قلابی

pinchbeck style

سبک قلابی

pinchbeck ornament

زینت قلابی

pinchbeck coin

سکه قلابی

pinchbeck brooch

سنجاق قلابی

pinchbeck ring

انگشتر قلابی

pinchbeck pendant

آویز قلابی

pinchbeck piece

قطعه قلابی

جملات نمونه

his jewelry looked beautiful, but it was just pinchbeck.

جواهرات او زیبا به نظر می رسید، اما فقط از جنس پینچبک بود.

the artist used pinchbeck to create affordable replicas of his work.

هنرمند از پینچبک برای ایجاد نسخه های مقرون به صرفه از آثار خود استفاده کرد.

many people were deceived by the pinchbeck coins.

بسیاری از مردم فریب سکه های پینچبک را خوردند.

pinchbeck was once a popular material for costume jewelry.

پینچبک زمانی ماده ای محبوب برای جواهرات ارزان قیمت بود.

she wore a pinchbeck brooch that resembled real gold.

او سنجاقی پینچبکی پوشید که شبیه طلا بود.

collectors often seek out rare pinchbeck items.

کلکسیونرها اغلب به دنبال اقلام پینچبک کمیاب هستند.

his pinchbeck reputation was built on false claims.

شهرت پینچبک او بر اساس ادعاهای نادرست بنا شده بود.

she realized the ring was pinchbeck after a closer inspection.

او متوجه شد که حلقه از جنس پینچبک است پس از بررسی بیشتر.

pinchbeck can be a clever alternative to real gold in crafts.

پینچبک می تواند جایگزینی هوشمندانه برای طلا در صنایع دستی باشد.

the pinchbeck era introduced many new styles in fashion.

عصر پینچبک بسیاری از سبک های جدید را در مد معرفی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید