pix

[ایالات متحده]/pɪks/
[بریتانیا]/pɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عکس یا فیلم؛ قیر یا قیر (در زمینه پزشکی)
v. وزن و خلوص (یک سکه) را بررسی کردن
Word Forms
جمعpixes

عبارات و ترکیب‌ها

pix quality

کیفیت تصویر

pix editing

ویرایش تصویر

pix size

اندازه تصویر

pix format

فرمت تصویر

pix ratio

نسبت تصویر

pix art

هنر تصویر

pix filter

فیلتر تصویر

pix resolution

وضوح تصویر

pix effects

اثرات تصویر

pix capture

گرفتن تصویر

جملات نمونه

she loves to take pix of nature.

او عاشق گرفتن عکس از طبیعت است.

can you send me the pix from the party?

آیا می توانید عکس های مهمانی را برای من بفرستید؟

he shared some funny pix on social media.

او چند عکس خنده دار در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشت.

we need to organize the pix from our vacation.

ما باید عکس های تعطیلات خود را مرتب کنیم.

she has a talent for editing pix beautifully.

او استعداد زیادی در ویرایش عکس ها به زیبایی دارد.

they took pix of every landmark in the city.

آنها از هر نقطه دیدنی در شهر عکس گرفتند.

my phone is full of pix from last summer.

گوشی من پر از عکس های تابستان گذشته است.

let's create a scrapbook with our favorite pix.

بیایید یک دفتر خاطرات با عکس های مورد علاقه خودمان درست کنیم.

he enjoys capturing candid pix of his friends.

او از گرفتن عکس های غیررسمی از دوستانش لذت می برد.

have you seen the pix from the concert?

آیا عکس های کنسرت را دیده اید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید