placeability

[ایالات متحده]/ˌpleɪsə'bɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌpleɪsə'bɪləti/

ترجمه

n. کیفیتی یا وضعیتی که امکان قرار گرفتن در آن وجود دارد؛ به ویژه توانایی قرار دادن، موقعیت‌دهی یا متراکم کردن مصالح بتنی یا مشابه آن در یک قالب‌بندی

عبارات و ترکیب‌ها

assess placeability

ارزیابی قابلیت قرارگیری

placeability rate

نرخ قابلیت قرارگیری

high placeability

قابلیت قرارگیری بالا

low placeability

قابلیت قرارگیری پایین

improve placeability

بهبود قابلیت قرارگیری

placeability issue

مشکل قابلیت قرارگیری

placeability factor

عامل قابلیت قرارگیری

placeability criteria

معیارهای قابلیت قرارگیری

placeability test

آزمون قابلیت قرارگیری

determine placeability

تعیین قابلیت قرارگیری

جملات نمونه

the placeability of recent graduates has improved significantly in the tech sector.

قابل‌فروشی فارغ‌التحصیلان جدیدالتحصیل در بخش فناوری به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

recruiters assess the placeability of each candidate before recommending them to clients.

متخصصان استخدام قبل از توصیه به مشتریان، از قابلیت‌فروشی هر نامزد ارزیابی می‌کنند.

high placeability rates for mba graduates reflect strong employer demand.

نرخ‌های بالای قابلیت‌فروشی فارغ‌التحصیلان MBA نشان‌دهنده تقاضای قوی کارفرمایان است.

the placeability of this property depends on its location and market conditions.

قابلیت‌فروشی این ملک به موقعیت مکانی و شرایط بازار بستگی دارد.

career counselors help students enhance their placeability in competitive job markets.

مشاوران شغلی به دانش‌آموزان کمک می‌کنند تا قابلیت‌فروشی خود را در بازارهای کار رقابتی افزایش دهند.

companies evaluate the placeability of new products before launching marketing campaigns.

شرکت‌ها قبل از راه‌اندازی کمپین‌های بازاریابی، قابلیت‌فروشی محصولات جدید را ارزیابی می‌کنند.

the placeability factor for executives includes network connections and industry experience.

عامل قابلیت‌فروشی برای مدیران اجرایی شامل ارتباطات شبکه و تجربه صنعتی است.

online certifications can increase the placeability of professionals in digital fields.

گواهینامه‌های آنلاین می‌توانند قابلیت‌فروشی متخصصان در زمینه‌های دیجیتال را افزایش دهند.

the real estate agent specializes in maximizing the placeability of luxury properties.

عامل املاک و مستغلات در افزایش قابلیت‌فروشی املاک لوکس تخصص دارد.

data shows placeability varies significantly across different academic disciplines.

داده‌ها نشان می‌دهد قابلیت‌فروشی به طور قابل توجهی در رشته‌های علمی مختلف متفاوت است.

interview preparation directly impacts a candidate's placeability during job searches.

آمادگی برای مصاحبه تأثیر مستقیمی بر قابلیت‌فروشی یک نامزد در جستجوی شغل دارد.

the placeability of renewable energy stocks has attracted investor attention recently.

قابلیت‌فروشی سهام انرژی‌های تجدیدپذیر اخیراً توجه سرمایه‌گذاران را به خود جلب کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید