plaguing issues
مشکلات آزاردهنده
plaguing doubts
تردیدهای آزاردهنده
plaguing fears
ترسهای آزاردهنده
plaguing thoughts
افکار آزاردهنده
plaguing questions
سوالات آزاردهنده
plaguing concerns
نگرانیهای آزاردهنده
plaguing problems
مشکلات آزاردهنده
plaguing symptoms
علائم آزاردهنده
plaguing challenges
چالشهای آزاردهنده
plaguing obstacles
مانعهای آزاردهنده
his mind was plaguing him with doubts about the future.
ذهنش را با تردید در مورد آینده آزار میداد.
the problems plaguing the company need immediate attention.
مشکلاتی که شرکت را آزار میدهند، نیاز به توجه فوری دارند.
she felt a sense of guilt plaguing her after the argument.
او پس از بحث احساس گناهی کرد که او را آزار میداد.
the disease has been plaguing the region for years.
این بیماری سالهاست که منطقه را آزار میدهد.
financial issues are plaguing many families today.
مشکلات مالی امروزه بسیاری از خانوادهها را آزار میدهد.
he couldn't shake off the memories plaguing him at night.
او نمیتوانست خاطراتی را که شبها او را آزار میدادند، فراموش کند.
the rumors plaguing the celebrity were unfounded.
شایعاتی که سلبریتی را آزار میدادند، بیاساس بودند.
stress and anxiety were plaguing her daily life.
استرس و اضطراب زندگی روزمره او را آزار میداد.
issues with communication are plaguing the team’s progress.
مشکلات ارتباطی پیشرفت تیم را آزار میدهد.
the city has been plaguing by traffic congestion for years.
شهر سالهاست که درگیر ترافیک سنگین است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید