plaint

[ایالات متحده]/pleɪnt/
[بریتانیا]/pleɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ناله یا شکایت؛ یک اتهام یا دعوی رسمی
Word Forms
جمعplaints

عبارات و ترکیب‌ها

legal plaint

دادخواست قانونی

plaint of grief

شکایت ناشی از غم

plaint in court

دادخواست در دادگاه

plaintiff's plaint

دادخواست مدعی

plaint for damages

دادخواست برای جبران خسارت

plaint of complaint

شکایت

plaint filed

دادخواست ثبت شده

plaint against

دادخواست علیه

plaint of action

دادخواست اقدام

plaint for relief

دادخواست برای تسکین

جملات نمونه

he filed a plaint against the company for breach of contract.

او دادخواست علیه شرکت به دلیل نقض قرارداد ثبت کرد.

the plaint was submitted to the court last week.

این دادخواست هفته گذشته به دادگاه ارائه شد.

she expressed her plaint in a heartfelt letter.

او دادخواست خود را در نامه‌ای صمیمانه بیان کرد.

the plaint detailed the grievances of the workers.

این دادخواست جزئیات نارضایتی‌های کارگران را شرح می‌داد.

after reviewing the plaint, the judge decided to hear the case.

پس از بررسی دادخواست، قاضی تصمیم گرفت پرونده را بررسی کند.

his plaint about the unfair treatment was heard by the committee.

دادخواست او در مورد رفتار ناعادلانه توسط کمیته شنیده شد.

the plaint included several allegations of misconduct.

این دادخواست شامل چندین اتهام سوء رفتار بود.

she filed a plaint to seek justice for her loss.

او دادخواست کرد تا عدالت را برای از دست دادن خود بدست آورد.

the plaint was supported by numerous pieces of evidence.

این دادخواست با شواهد متعددی پشتیبانی می‌شد.

he wrote a plaint to voice his concerns about the policy changes.

او نامه‌ای نوشت تا نگرانی‌های خود را در مورد تغییرات سیاست بیان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید