planings

[ایالات متحده]/ˈpleɪnɪŋz/
[بریتانیا]/ˈpleɪnɪŋz/

ترجمه

n. (ج复数) سطوح مسطح؛ ابزارهای پردازش که در مکانیک یا مبلمان سازی استفاده می‌شود تا سطوح را صاف یا شکل دهد.

جملات نمونه

the carpenter swept up the wood planings from the floor.

چوب‌کار چرخ‌های چوب را از زمین جمع کرد.

fine metal planings accumulated under the machine.

چرخ‌های فلزی نازک زیر ماشین جمع شدند.

he collected the planings in a metal container for recycling.

او چرخ‌ها را در یک ظرف فلزی جمع کرد تا بازیافت شوند.

the planings were mixed with sawdust and debris.

چرخ‌ها با پودر چوب و پرکش مخلوط شدند.

thick planings curled up from the surface of the wood.

چرخ‌های ضخیم از سطح چوب پیچیده شدند.

workers dispose of industrial planings regularly.

کارگران به طور منظم چرخ‌های صنعتی را ریسیک می‌کنند.

the planings pile up quickly in the workshop.

چرخ‌ها به سرعت در کارگاه تجمع می‌یابند.

she sorted through the planings to find usable pieces.

او از چرخ‌ها برای یافتن قطعات قابل استفاده مرور کرد.

the planings have a distinct smell of fresh wood.

چرخ‌ها بوی چوب تازه‌ای دارند.

machine operators wear masks to avoid inhaling planings.

اپراتورهای ماشین ماسک می‌زنند تا از نفس کشیدن چرخ‌ها جلوگیری کنند.

fine planings can be used as animal bedding.

چرخ‌های نازک می‌توانند به عنوان پایه‌های حیوانات استفاده شوند.

the planings were swept into a corner.

چرخ‌ها به گوشه‌ای جمع آوری شدند.

he measured the thickness of the wood planings.

او ضخامت چرخ‌های چوب را اندازه گرفت.

the planings created a mess on the workbench.

چرخ‌ها روی میز کار فوضی ایجاد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید