plantar fasciitis
التهاب فاشیای پوستی
plantar wart
زگیل پا
plantar flexion
فلکسیون کف پا
plantar surface
سطح پا
plantar arch
قوس کف پا
plantar nerve
عصب کف پا
plantar pressure
فشار کف پا
plantar callus
کالوس کف پا
plantar heel
پاشنه پا
plantar muscle
عضله کف پا
they decided to plantar trees in the park to improve the environment.
آنها تصمیم گرفتند تا درختان را در پارک بکارند تا محیط زیست را بهبود بخشند.
he learned how to plantar flowers in his garden.
او یاد گرفت که چگونه گل ها را در باغ خود بکارد.
plantar vegetables can be a rewarding hobby.
کاشت سبزیجات می تواند یک سرگرمی ارزشمند باشد.
she wants to plantar herbs on her balcony.
او می خواهد گیاهان دارویی را روی بالکن خود بکارد.
they plan to plantar a community garden next spring.
آنها قصد دارند یک باغچه عمومی را در بهار آینده بکارند.
plantar grass in your yard can enhance its appearance.
کاشت چمن در حیاط شما می تواند ظاهر آن را بهبود بخشد.
he took a class to learn how to plantar different types of plants.
او در یک کلاس شرکت کرد تا یاد بگیرد چگونه انواع مختلف گیاهان را بکارد.
she enjoys the process of plantar and nurturing her plants.
او از فرآیند کاشت و پرورش گیاهان خود لذت می برد.
plantar native species can help support local wildlife.
کاشت گونه های بومی می تواند به حمایت از حیات وحش محلی کمک کند.
they volunteered to plantar trees in the deforested area.
آنها داوطلبانه برای کاشت درختان در منطقه بی درخت شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید