plante

[ایالات متحده]/plɑːnt/
[بریتانیا]/plænt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. Plante (مخترع فرانسوی)
شکل‌های واژه
جمعplantes

جملات نمونه

i bought a beautiful house plante for my living room.

من یک گیاه زیبای خانه برای اتاق نشیمن خریدم.

this tropical plante needs humid conditions to thrive.

این گیاه گرمسیری نیاز به شرایط مرطوب برای رشد دارد.

she carefully watered each plante in her garden.

او به دقت هر گیاهی را در باغچه‌اش آبیاری کرد.

the rare plante from the rainforest is now protected.

این گیاه نادر از جنگل‌های بارانی اکنون حفاظت می‌شود.

some medicinal plantes have been used for centuries.

برخی گیاهان دارویی در طول قرن‌ها استفاده شده‌اند.

he transplanted the flowering plante to a bigger pot.

او گیاه گل‌دار را به یک گلدان بزرگتر منتقل کرد.

the poisonous plante should be kept away from children.

این گیاه سمی باید از دست کودکان دور گذاشته شود.

my grandmother grows exotic plantes in her greenhouse.

مادربزرگ من گیاهان نادر را در گلخانه‌اش کاشته است.

this green plante purifies the air in my office.

این گیاه سبز هوا را در دفتر من پاک می‌کند.

scientists discovered a new plante species in the mountains.

دانشمندان یک گونه جدید گیاهی را در کوه‌ها کشف کردند.

you should prune the plante regularly to promote growth.

باید به طور منظم گیاه را کاشت کنید تا رشد آن ترویج یابد.

the indoor plante requires indirect sunlight.

گیاه داخلی نور خورشید غیروسطلی را نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید