plashed

[ایالات متحده]/plæʃt/
[بریتانیا]/plæʃt/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری plash

عبارات و ترکیب‌ها

water splashed

آب پاشیده شد

waves splashed

امواج پاشیده شدند

puddle splashed

گودال آب پاشیده شد

rain splashed

باران پاشیده شد

children splashed

کودکان پاشیدند

splashing water

آب پاشیده شده

suddenly splashed

ناگهان پاشیده شد

quickly splashed

به سرعت پاشیده شد

heavily splashed

به شدت پاشیده شد

lightly splashed

به آرامی پاشیده شد

جملات نمونه

the children splashed in the puddles after the rain.

کودکان بعد از باران در چاله ها آب بازی کردند.

the waves splashed against the rocky shore.

امواج در برابر ساحل صخره ای به شدت برخورد کردند.

she splashed water on her face to wake up.

او برای بیدار شدن، آب روی صورت خود پاشید.

the dog splashed around in the pool.

سگ در استخر آب بازی کرد.

he splashed paint on the canvas with enthusiasm.

او با اشتیاق، رنگ را روی بوم پاشید.

the kids splashed each other with water balloons.

کودکان با بادکنک های آب، به یکدیگر آب پاشیدند.

the rain splashed against the windowpane.

باران به شیشه برخورد کرد.

she splashed through the shallow stream.

او از میان جریان کم‌عمق عبور کرد.

the chef splashed oil into the hot pan.

سرآشپز روغن را در تابه داغ پاشید.

they splashed mud on each other while playing in the field.

آنها در حالی که در مزرعه بازی می کردند، گل به یکدیگر پاشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید